کم فروشی...
ویل للمطففین...

کم فروشی...

نویسنده : نسیم

هی جعبه را می‌گذاشت روی ترازوی دیجیتالیش هی بر می‌داشت! داشت کفرم در می‌آمد، یک شیرینی چیدن که این همه گذاشت و برداشت ندارد! از آخر گفت: دخترم ببین این شمارش چنده من چشام ضعیفه! وزن جعبه را گفتم. روی یک کاغذ نوشت، بعد رفت و شیرینی‌ها را چید توی جعبه!

آمد دوباره گذاشت روی ترازو و زیر لبش یک چیزی گفت و رفت سه تا شیرینی دیگر آورد گذاشت روی شیرینی‌های داخل جعبه! ترازو بیشتر از یک کیلو را نشان می‌داد، گفتم: بنده خدا چشاش ضعیفه حتما ندیده وزنش درسته. بلند گفتم: حاج آقا این بیشتر از یک کیلویه!

گفت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ. الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ. وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ. أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ. لِيَوْمٍ عَظِيمٍ. يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ». هنگ کرده بودم! بنده خدا وقتی دید مثل مجسمه ابوالهل زل زدم بهش، گفت: من همیشه قبل از چیدن شیرین‌ها، جعبه خالی رو وزن می‌کنم تا به ازای وزنش شیرینی بذارم توی جعبه!

گفتم: حالا چند تا کم یا زیاد چه فرقی داره؟ گفت: این‌طوری من فقط پول جعبه رو می‌گیرم اما در غیر این‌صورت هم پول جعبه رو می‌گرفتم هم کمتر می‌فروختم، بابا جان من گردن کلفتی ندارم که اون دنیا بخوام جواب بدم، من از اون دنیام می‌ترسم...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
واي بر ما!!! مقسي نسيم جان
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
إإإإ!!! اولم كه هستم٠٠٠
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
ادمین این کاربرو 200امتیاز جریمه کن!واز گفت اول
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
حالا من چقدر كلأ امتياز دارم كه باز ادمين 200تاشم كم كنه!!!!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
اکشال نداره باقیش رو بهتون منفی می‌دن!!!
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
حیف که وجود اینطور ادما انگشت شمار شده این روزا.اما باز جای شکرش باقیه که هرچقدر هم کم اما بازم هستن......
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
واقعا مرد بوده اون طرف!من اگه بودم دستشو میبوسیدم!ندیدم تو زندگیم همچین کسی!24سال از خدا عمر گرفتم ندیدم!!!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
آقا سید ندیدید اما می‌تونید شما هم جای اون آقا باشید یعنی ههممون می‌تونیم فقط یکم جیگر می‌خواد! جگر واسه کندن دندون طمع...
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
من ديدم.. به سن من برسي حتما ميبيني..
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
خدا کنه روزی بشم مثل اون بنده خدا/امیدوارم ببینم پسرعمو
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
منم ندیدم :|
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
واقعا خوش بحال اینطور آدما که تو این آشفته بازار دنیا حواسشون به همه چی هست
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
این جور اخلاق‌ها سعادت می‌خواد که من یکی به شخصه ندارم! :(
s.a
s.a
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
پس هنوز آدمای خوب پیدا میشن تو این دنیا......... توهین به کسی نباشه ولی من تا به حال ندیدم کسی این کارو کنه!
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
يه احسنت جانانه به همچين افرادي..ممنون از مطلب
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
من بزرگ بشم همینجوری میشم ... باور کنین ... مدیونین اگه شک بکنین ... بعــــــــــــــله آقا بعله ...
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
نگووووووووووووووووووووووووووووووووووووو!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
نه بابا!چرا شک کنیم ایمان جان!شما همی الانشم دلبری ماشالا:)))))))
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
مرسی خانوم نسیم حرف درستی زده اون بنده خدا
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
خواهش می‌شه!
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
چقدر اشخاصی هستند که مواظب ذره ذره مال هستند!خدا بزرگی بهشان بدهد!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
کجا از این فروشنده ها پیدا میشه ؟!!
مشهدی
مشهدی
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
هععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععی! چی بگم؟
مشهدی
مشهدی
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
خدا اینجور آدما رو حفظ کنه....
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
احسنت به اون شیرینی فروش...
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
دمش درد نکنه ...
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خدا قوتش بده..حرف حق زده..
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥