جرم این آدم‌ها
انگار محبت کزدن به بچه‌ها نیامده!

جرم این آدم‌ها

نویسنده : sam.ariyaee

تنها جرم این انسان‌ها 

عشق‌شان به همین بچه‌هایی بود 

که حالا در سن کهن سالی‌ تنهای‌شان گذاشتند

با یک مشت تنهایی، نگرانی و بیماری 

در یک سلول با یک مشت آدم 

که چشم دیدن بچه‌های‌شان را ندارند

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
parisa_1127
parisa_1127
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
آخیییییییییییییییییییییییییییی آدم گریه ش میگیره
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
چه غم انگیز...پسرخاله بابام .مامانشو گذاشت خونه سالمندان..پیرزن گریه می کرد نمی خواست بره..میگفت اینجا دق میکنم..ولی پسرش خونه شو فروخته بود...زنشم مادرشو راه نداد خونه ش..دخترشم حاضرنشد نگه داره....5روز بعد از اینکه گذاشتنش سالمندان ..فوت کرد..شایدم دق کرد
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
خدارحمتش کنه!
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
مرسی
باران
باران
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
اره از این موارد منم شنیدم هعی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
درسته ولی این دنیا دار مکافاته!کسایی که الان تو خانه سالمندان هستن یه روزی در حق والدینشون یک کاری کردن که حالا بچه هاشون اینجوری میکنن!
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
قبول ندارم..........خاله بابام...جوان بوده شوهرش فوت میشه..بعد اون بچه هارو تنهایی بزرگ میکنه و به سامون می رسونه...فکر نکنم حقش بوده باشه انجا.
wolf
wolf
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
مهم بزرگ کردن بچه ها نیست منم دارم تو خونه بزرگ میشم ولی زجر میکشم و 100 درصد چشم دیدن پدر و مادرم ندارم و دوست دارم از خونه فرار کنم
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
واقعاااااااااااااااااااااااااااااااااا
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٠٦
١
٠
خیلی ناراحت کننده ست واقعا چراهمچین کارایی میکنن جای تاسف داره
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
)))))):
وصال
وصال
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
شاید بچه های ما با ما بدتر کنند کسی چه میدونه
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
هههعی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
بازم هههعی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
ای بابا نمیدونم بچه های اینا چی باخودشون فکر کردن که اینجوری میکنن
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
خدا عاقبت هممون رو ختم به خیر کنه...
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
خیلی بی عاطفگی می خواد این کار.خدا عاقبت به خیر کنه هممونو
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
شاید ماهم.....
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
بیخیال همون بعله...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
یعنی چی میشه گفت خیلی تلخ . سپاس
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
نمیدونم چی بگم :(
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
عرش ملکوت می لرزد/ ننگت باد/ای برنای بی مهر/ که خدایان زمینیت را/ به بت خانه میسپاری/ دوزخ ارزانی تو و امثال تو باد/ ای مار در آستین...(خدایان زمینی=پدر ومادر،بتخانه: خانه ی سالمندان)
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
من که از الان خودم رو واسه خونه سالمندان آماده کردم.... رفتم اونجا آدرس رو میدم ..دوستان جیمی واسه تهیه ی گزارش بیان
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
پس آقاتون چی خخخ
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
هعیییییییییییییییییییییییییی خیلی بی احساسن این افرادی که.....
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
:((((
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات