در بست تا خودشناسی!
برای خودشناسی از کجا شروع کنیم...

در بست تا خودشناسی!

نویسنده : لیلا جان قربان

اگر در خیابان در حال قدم زدن باشید و ناگهان یک نفر را ببینید که از نظر ظاهر کاملا شبیه شماست به چه حسی می‌رسید! اگر در دانشگاه دوستی پیدا کنید که از نظر اخلاقی کاملا شبیهه شماست و مانند شما فکر می‌کند، چه می‌کنید! اصلا چرا راه دور برویم! اگر یک آیینه بردارید و در آن خودتان را ببینید، به چه چیزهایی فکر می‌کنید!

خب امیدوارم که نگویید اول از همه سایز بینی مبارک‌تان توجه شما را به خود جلب کرده است و بعد از آن هم به یاد جوش‌های مزاحم افتاده‌اید و حسابی از نگاه کردن در آینه پشیمان شده‌اید! می‌خواهم یک تعریف از آن آدمی بدهید که در آینه است! چقدر می‌شناسیدش! در ادامه، مطالبی را می‌خوانید که برگرفته از صحبت‌های آیت ا... کاظم صدیقی می‌باشد.

 

خودشناسى مقدمه خودسازى 

انسان موجودى است که داراى استعدادهاى بسیار و قابلیت‌هاى بى‌شمار از نظر ابعاد روحى، معنوى، جسمى و بدنى است. حال اگر کسى بخواهد وجودش را در همه این ابعاد و زمینه‌ها بسازد (یعنى به کمال و سعادت برساند) اولین قدیم که باید بردارد، شناخت این استعداهاست. امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: دانا کسی است که قدر خود را بشناسد و در نادانی از آن همین بس که ارزش خویش را نشناسد. اولین قدم براى تحقق هر کمال و سعادتى، شناخت استعدادهاى درونى است و این معناى این جمله است که خودشناسى مقدمه خودسازى است!

 

خودشناس‌ها؛ خداترس‌ها

می‌گویند خودشناسی مقدم بر خداشناسی است؛ انسان تا خود را نشناسد، نمی‌تواند خدا را بشناسد. امیر مومنان علیه‌السلام در نهج البلاغه می‌فرماید: «خودشناس‌ترین مردم، خدا ترس‌ترین آن‌هاست.» مقصود از معرفه‌النفس که مقدمه معرفه‌ا... است این است که انسان بداند هوا و هوس که در وجود اوست با کمترین غفلت موجب ذلت او می‌شود و بفهمد که از گوهر عقلی برخوردار است که می‌توان در سایه هدایت آن به برترین کمالات انسانی دست یافت. معرفه‌النفس از بُعد فیزیکی، سبب خضوع و خشوع انسان در برابر عظمت پروردگار است که با حکمت و تدبر انسان را آفریده است و از جهت معنوی، شناخت سرمایه‌های ارزشمندی است که در وجود او نهادینه شده است.

 

خودشناسی چطور و چگونه؟

انسان از طريق خودشناسی به كرامت نفس و عظمت خلقت الهی و اهميت روح آدمی پی مي‌برد. اولین و ساده‌ترین راه خودشناسی مطالعه است. انسان با مطالعه کتب مختلف مثل کتب دینی، روان شناسی، جامعه شناسی، علمی و... می‌تواند به درون خود راهی برای شناخت باز کند و از استعدادها و علایق خود آگاهی پیدا کند.

راه دیگر، شناخت گذشتگان و عکس‌العمل آنان در مواجه با مسائل و مشکلات و... است. می‌توان از اشتباهات آن‌ها پند گرفت و از موفقیت‌های آن‌ها الگو برداری کرد. زیرا عمل آن‌ها نشانه شناخت صحیح و یا غلط آنان از خود است.

یکی دیگر از راه‌های خودشناسی تفکر است. انسان می‌تواند با تعمق و تأمل در درون خود و جست‌وجو اعماق وجود خود به شناختی عمیق و درونی برسد. 

 

خودشناس‌ها و دارایی‌ها 

همان‌طور که گفتیم مهم‌ترین فایده خودشناسی، خداشناسی است. رشد و کمال انسان نتیجه دیگر خودشناسی است. اگر آدم خودش را بشناسد، می‌تواند موانعی را که بر سر راه تحول و تکاملش قرار گرفته را بشناسد و آن‌ها را از میان بردارد. 

حالا یک بار دیگر جلوی همان آینه بروید... چه می‌بینید! نظرتان در مورد شناخت بهتر این آدم چیست!

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٢٠
٠
٠
هرکس خود را شناخت خدایش را شناخت....خودشناس ترین مردم خداترس ترین آنهاست..چه قدر از خدا می ترسیم؟از اعمالمان؟
لاکپشت
لاکپشت
٩١/١٢/٢٠
٠
٠
مبحثاتان حدودا غیر قابل فهم بود یره مو که هیچی نفهمیدوم موروم بچسبوم به لاکم
s.a
s.a
٩١/١٢/٢٠
٠
٠
واللا من یکی هم توجهم به جوش جلب شد! ولی........ هوووووووووووم.......... فکر کنم خودشناسیمو ناپلئونی پاس کنم...... هعی.........
v-qavam
v-qavam
٩١/١٢/٢٠
٥
٠
دل اگر خدا شناسي همه در رخ علي بين... به علي شناختم من به خدا قسم خدا را...
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٢٠
٢
٠
یاد کتاب ادبیاتم افتادم:)))
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٢٠
٢
٠
منم هم ... :)))
saheb zaman
saheb zaman
٩١/١٢/٢٠
١
٠
خیلی ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩١/١٢/٢٠
١
٠
+ بله به قول يكي از اساتيد , خودكشي آخرين چيزي هست كه هميشه بهش ميپردازيم! در صورتي كه بايد زودتر اين كار رو بكنيم!!!!
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٠
١
٠
خودکشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢٠
١
٠
خیلی مطلب مفیدی بود امیدوارم بتونم ازش استفاده کنم.خیلی ممنون خانوم جان قربان.
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٠
٠
٠
مطلب خوب و مفیدی بود..... مخصوصا اینکه خودشناس ترین ها خدا ترس ترین هستند..... متشکرم....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات