سن ازدواج اینجوری میره بالا!
نگاهی طنز به دختران دیروز، امروز، فردا و پس فردا

سن ازدواج اینجوری میره بالا!

نویسنده : f_tasnim

 

دختران امروز :

 

-مامان بزرگ شما چند سالگی ازدواج کردین؟

 

13سالگی ننه! آقابزرگت 17سالش بود که یک روز اومدن خونه ما و منو عقد کردن...

 

-واااااااااااااااااااای مامان بزرگ:((( چقدر وحشتناک! چطور تونستین تو 13 سالگی بدون شناخت ازدواج کنین؟

 

 

 

دختران فردا :

 

- مامی جون شما چند سالگی ازدواج کردین؟

 

25 سالگی مادر! با پدر بزرگت که 30 سالش بود تو دانشگاه آشنا شدیم و بعد از مدتی آشنایی ازدواج کردیم

 

- نهههههههههههه! مامی شما چجوری تونستین تو 25 سالگی با یک پسر 30 ساله ازدواج کنین؟ خیلی وحشتناکه! من اگر جای شما بودم خودمو می کشتم...نه شوهرم رو می کشتم، نه هر دوتامون رو با هم میکشتم:(

 

آخه من الان با 48 سال سن هنوز بچه ام، چند روز پیش یک خواستگار داشتم 60 سالش بود ، جواب ندادم، بچه بود هنوز:(

 

با این حساب شما دختران پس فردا را هم در نظر بگیرید! 

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهتاب
مهتاب
٩١/٠٨/١٥
٠
٠
ممنون تسنيم جان.
f_tasnim
f_tasnim
٩١/٠٨/٢٠
٠
٠
سلام مهتاب جان! خوبی شما؟
s-sahra
s-sahra
٩١/٠٨/١٥
١
٠
چشم.در نظر میگیریم
پارسا منفرد
پارسا منفرد
٩١/٠٨/١٥
٢
٠
قابل توجه مسئولین ، فیس بوک ، سایتهای دوست یابی و.... سن ازدواج بالا رفته
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٥
٠
٠
من جز دختران پس فردام :D
f_tasnim
f_tasnim
٩١/٠٨/٢٢
٠
٠
نوزادی ینی؟:D
anis
anis
٩١/٠٨/١٥
٥
٠
واقعــــــــــــــا؟؟؟!!!! داریــــــــــم اصلا؟!
v-qavam
v-qavam
٩١/٠٨/١٦
٣
٢
فکر کنم نسل دختران پس فردا اصلا چيزي در مورد ازدواج ندونن...
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/١٦
١
٠
اصن ازدواج داااااااااااااااااااااااااارررررررررررررررررررررم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! :))))))
یک کاربر که نمی خواهد لو بره
یک کاربر که نمی خواهد لو بره
٩١/٠٨/١٦
٠
٠
هرجور فرهنگ پس فردا تصمیم بگیرن همون میشه!پس باید صبر کنیم زمان همه چی رو مشخص کنه.......هوووووووم!
f_tasnim
f_tasnim
٩١/٠٨/٢٢
٠
٠
میگم چ مخفی شما! کاربری ک نمیخواهد لو بره! خوشم اومد
javad agha
javad agha
٩٣/٠٤/٠١
٠
٠
خخخخ
قربونعلی
قربونعلی
٩٤/٠٧/١٤
٠
٠
آخیییییششش. کاش سن ازدواج بره بالا همش :-D
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

نام تو

٩٦/٠٥/١٩
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
آن‌ها از تپش هماهنگ قلب‌هایمان چه خبر دارند؟

نامه هایی به همسرم / نامه سوم

٩٦/٠٥/١٩
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
تا دل به بودنش خوش باشد

کاش دل هم خانه داشت

٩٦/٠٥/١٩
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

٩٦/٠٥/١٩
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تبلیغات