علامت سوال
همه عقل کل هستند و من بی عقل کل

علامت سوال

نویسنده : م-نص

همه انگار می‌فهمند من نمی‌دانم چرا نمی‌توانم چیزی را بفهمم! انگار همه شده‌اند عقل کل و ما بی‌عقل کل! آره لابد شاید بقیه چیزی حالی‌شان است.

شاید که جنس بقیه با ما فرق می‌کند، شاید جنس آن‌ها ساخت چین است!

شاید که نه، من از مریخ آمدم، نمی‌دانستم حالیم نیست. لابد که حق با این‌هاست. یا شاید هم باید بگویم یک کم نمی‌فهمم که اصلا نمی‌فهمم...

خلاصه بگذریم اگر شما هم چیزی فهمیدید به ما هم بگویید بفهمیم و با هم یک خورده هماهنگ‌تر بشویم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
ممد خودم هم نفهمیدم والله ... ولی یه نکته الان برات پیدا میکنم ... نکته خوبه ویتامین داره ...
نگین
نگین
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
خوب تو هیچی نمیفهمی
Niva
Niva
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
فهمیدن هر چیز کار هر کس نیست !
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
من هنوز در کف این عکسی هستم که برای این مطلب انتخواب کردید !!
golara-h
golara-h
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
به نکته جالبی توجه کردی!من اصا ندیده بودم وقتی گفتی تازه رفتم نگاش کردم کلیییییییی خندیدم.
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
سالها طول کشید تا فهمیدم فهمیدن همه چیز لازم نیست
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
چه فهم تو فهمی شد...همه چیز را همگان دانند...گفتم که عبرت بگیرید:))))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
منم نفهمیدم نص جان!حالا با ایمان میگردیم چیزی پیدا کردیم هماهنگ میکنیم!و البته به همراه علیرضا تو کف این عکس مطلبم موندم:)))))))
m-nas
m-nas
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
به جان خودم خودم نویسنده این مطلب رفیقم بود گفت بذار تو جیم منم براش گذاشتم................اسمشم امین هست
golara-h
golara-h
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
قسم نخور...آبی که رفته نمیاید باز...(یه چیز تو این مایه ها)
m-nas
m-nas
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
الان از دست ادمین برا این عکس باید بگیرم انگشتم و بکنم تو دهنم این دهنم و جر بدم
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
من از عمرم چه فهمیدم؟ نفهمیدم چه فهمیدم! همان اندازه فهمیدم، که فهمیدم نفهمیدم! ((((((((:
m-pich
m-pich
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
ما نمیفهمیم . شاید اشکال کار همین است
باران
باران
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
هر انکس که نداند و نداند که نداند..............
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
در جهل مرکب ابدالدهر بماند/انکس که نداند وبداند که نداند لگان خرک خویش به مقصد برساند
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

غیرت

٩٦/٠٥/٢٩
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
تبلیغات