پرسید: ناهار چی داریم مادر؟

مادر گفت: باقالی پلو با ماهی.

با خنده رو به مادر کرد و گفت: ما امروز این ماهی‌ها را می‌خوریم و یک روزی این ماهی‌ها ما را می‌خورند...

چند وقت بعد (عملیات والفجر 8) درون اروند رود گم شد و مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
اول
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٤
١
٠
وووووووووووووی کچلم کردین با این اول اول گفتنتون! سادیسمی شدم!!خخخخخخخخخخ
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
نیگا مواظب خودت باش دوستم!آلان ادمین میاد با کمربندش!
t.m
t.m
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
خدای من...مرسی
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٤
١
٠
به فرهاد برسی!خخخخخخخخخخخخ
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٢٤
١
٠
آخی!چی بگم.
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٤
١
٠
):
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
اینو یه بار دیگه نذاشته بودید!! شایدم جای دیگه دیدم... در هر صورت یادشون گرامی...ممنونم.
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
ننیدونم از ادمین بپرسید!!!
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
تو یه وبلاگی بود که اون پایین معرفی می کنه.....
مشهدی
مشهدی
٩٢/٠١/٠١
١
٠
taba خانم بر فرض هم بدونید کجا دیدیدش نباید بیاید اینجا جار بزنید که!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٢٤
٠
١
اینو کجا خوندم؟؟؟قبلا توی سایت نذاشته بودین؟؟/ولی خیلی قشنگه!مرسی
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
ننیدونم من که نذاشته بودم از ادمین بپرسید! ادمییین خان این دوستان چی میگن! نظر لطفتونه.
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٢٤
١
٠
هعییییییییییییی ... یاد همشون گرامی ... ممنون بابت مطلبت
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
خواهش می شه...
m-roohangiz
m-roohangiz
٩١/١٢/٢٤
١
٠
خیلی قشنگ بود...
t.m
t.m
٩١/١٢/٢٤
١
٠
عاشق اینجور متنهام!
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٤
١
٠
احیانا عاشق چیز یا کس دیگه ای نیستی؟!!خخخخخخخخ
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/٢٤
١
٠
روحش شاد
s.a
s.a
٩١/١٢/٢٤
١
٠
وااااااااااااای....... :((((((((((((((((((
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩١/١٢/٢٤
١
٠
... و چه ماهی بودند آن ها ...
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٤
١
٠
واقعا...
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٢٤
١
٠
روحشان شاد....ماهی های آب زلال وتشنگان شهادت
mo_so
mo_so
٩١/١٢/٢٤
١
٠
خیلی زیبا بود.
mo_so
mo_so
٩١/١٢/٢٤
١
٠
حسم را عوض کرد
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١٢/٢٤
١
٠
دمت گرم خیلی قشنگ بود
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/٢٤
١
٠
هییییییییییی ... من الان دارم تخم مرغ میخورم ... یه روزی تخم مرغ منو میاد میخوره ... چه دنیایی شده ... هیییییییییییی ...
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
خخخخخخخخ دمت گرم کارت درسته :))))))))))))))
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩١/١٢/٢٤
١
٠
ممنون خیلی بامعنی بود
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
خواهش می شه...
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٥
١
٠
هِعیییییییییییییییییی یه جوری شدم..... حال خاصی بهم دس داد.... ممنونم....
sahar
sahar
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
موهای تنم سیخ شد
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
جمله های اخر بهت زده ام کرد!
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
من این مطلبو قبلأ تو سایت دیده بودم !!!! تکراری اما تامل برانگیز و تلخ ! ارزش داره 1000 بار بخونیش ! تو هر بار خوندنش ، یه حس خاصی به آدم دست میده ...
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
چند وقت بعد (عملیات والفجر 8) درون اروند رود خوراک ماهی ها شد و مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد... ! فک کنم شهید باکری بوده ...
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/٢٦
٠
٠
این داستان واقعیه ..روحشان شاد..خدا کنه دست ما رو هم بگیرن..
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات