غم زمستان!
می‌گویند زمستان دلگیر است

غم زمستان!

نویسنده : saiideh70

می‌گویند زمستان دلگیر است 

اما برای من،

همه چیز است وقتی که می‌بارد

وقتی که لباس سپیدش را تن خیابان می‌کند

و یا با قطره‌هایش،

 غم آمدن دختر بهار را فریاد می‌زند!

حتی ابرهای تیره‌اش هم بهانه می‌شوند 

بهانه‌ای برای من، برای اشک‌هایم .

بهانه‌ای برای تو، برای جای خالیت میان برف‌ها .

ولی مهم نیست !

قول می‌دهم ادم برفیم را،

شکل تو بسازم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar
sahar
٩٢/٠٥/١٧
١
٠
خیلی قشنگ بود....من که عاشق زمستونم...و دراتتظار اومدنش.....
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٥/١٧
٢
١
نه باوا! می گویند پاییز دلگیر است! ... زمستون خعلی هم خوب است .... سپاس بانو!
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/١٧
١
٠
حق با توست سپیده جان. زمستان واقعا فصل غم و ناراحتی و تنهاییه....و پاییز بسیار زیبا
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
قول میدهم آدم برفی ام را شکل تو بسازم :(((...واقعا قشنگ بود..مرسی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
زمستون که خیلی خوبه....این تابستونه که دلگیره....ممنون...
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
واقعا قشنگه.............تشكر
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
قشنگ بود
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
قشنگ بود
milad vilsoon
milad vilsoon
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
قشنگ بود ولی الان تابستونه
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
فقط بـــــهــــمــــن(ماه زمستونو میگما!!)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
قشنگ بود مرسی
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
زيبا......
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
واقعا زمستان زیباست
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
زمستون دلگیر نیست که ...ولی مرسی
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
قشنگه.....ممنووون تیپ لباسای زمستونم جالبه ...همه پوتین می پوشن به چه قدی!! همون موقع به آسمون نگاه می کنی، خبری از برف نیست..آفتابه آفتاب......!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
زمستون که دلگیر نیست من عاشق این فصلم . اما قشنگ بود سپاس
morteza-d
morteza-d
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
به نظر من زمستون خیلی دلگیره ...بدم میاد ازش
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
زمستون...برامن یاداورروزای بدییه.........
آبان
آبان
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
من زمستون رو دوس دارم اما کم! ولی عاشق فصل پاییزم اما عاشقانه ی قشنگی بود
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات