درمان را از آخر بنویسی...
باید اسم بعضی چیزها را عوض کرد

درمان را از آخر بنویسی...

نویسنده : آرش قلی زاده

وقتی می‌گویی درد دارم، می‌گوید برای دردت درمان داریم. ولی کمی که می‌گذرد می‌شوند نامرد!

تازه می‌فهمی که باید این کلمه‌شان را از آخر به اول می‌پنداشتی...

باید اسم این‌ها را گذاشت نامرد نه درمان!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٨
٢
٠
به قول یه جمله ای بهتره آدم دردهاشو واسه خودش نگه داره چون این روزها مردم زیادی بانمک شدن!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٨
١
٠
))))))):
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٨
١
٠
هییییییی...
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٨
١
٠
:(
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
جالب بود و تچکر
wolf
wolf
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
نا مردا!!!!!!!!!دروغگو.
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٨
٢
٠
عرق نعناع هم گرون شده لامصب ...
sasa10
sasa10
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٢/٠٥/١٦
٠
٠
هه هه هه....خخخخخخخخ D-:
sasa10
sasa10
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
:(
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
لایک
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
لایک
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
اگر دردم یکی بودی چه بودی..درد را از هر طرف که بنویسی درد است..
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
عجب
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
بابک رو از اونطرف بخونی میشه کباب !!
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
ای شکمو:)))
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
درمانها را اگر اشتباه بگیری میشوند نامرد!ره درمان را اشتباه رفته ای!دارو را برای چه گذاشتند!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
آه!
nika
nika
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
((((((((((((((((((((((((((
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
سلام ... آخر فيس بود
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات