عید می‌آید و اجناس گران خواهد شد
شعر طنز

عید می‌آید و اجناس گران خواهد شد

نویسنده : N_Sepehri

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد

عید می‌آید و اجناس گران خواهد شد

قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس

باز سرویس‌گر فک و دهان خواهد شد

همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد

و سرا پای وجودم نگران خواهد شد

می‌زنم ساز مخالف دو سه روزی اما

عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد

می‌رسد مرحله سخت و نفس گیر خرید

نوبت گندترین کار جهان خواهد شد

کل عیدی و حقوقم به شبی خواهد رفت

بر سر جیب بغل، فاتحه خوان باید شد

یک الف آدم و یک عائله آن هم پر خرج

وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد

پول را با علف خرس یکی می‌دانند

فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد

هانیه نعره بر آرد که ندارم مانتو

کامران از پی او تیز دوان خواهد شد

که پدر کفش و کت و پیرهنی می‌خواهم

بعد از او نسترنم مرثیه خوان خواهد شد

سام هم لنگه جوراب به پا می‌گوید

شستم از پنجه‌اش امسال عیان خواهد شد

قیمت پسته به قلب من ِآسیب پذیر

باز هم وای که آسیب رسان خواهد شد

زیر بازارچه با قیمت ماهی یا گوشت

آسمان دور سرم پُر دَوَران خواهد شد

مغز گردو شده مانند طلا مثقالی

مغزم از قیمت آن سوت کشان خواهد شد

کمرم گشت که در خانه تکانی سرویس

حالیا نوبت این فک و دهان خواهد شد

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr.majdator
mr.majdator
٩١/١٢/٢١
١
٠
خیلی قشنگ بود....
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢١
٠
٠
:)))) خیلی باحال بود :) واقعا ایول داره هرکسی سرودش :)
sasa10
sasa10
٩١/١٢/٢٢
٠
٠
کی میاد درک کنه...
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

فاعلی که همیشه مفعول است!

٩٦/٠٩/١٤
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
این سبک را زنده نگه داریم!

مکاتبه پشت صندلی

٩٦/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
خاموشی همه جا را در بر می گیرد

شهر خاموش

٩٦/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
تبلیغات