از علی گفتن همین بس که علی؛ علی بود.

از علی گفتن همین بس که علی؛ علی بود.

نویسنده : مریم نیک‌پور

و امروز روز ولایت است. روز ولایت علی(ع). از علی(ع) بگویم؟
بگویم علی کیست؟ مولای من کیست؟
فن کنت مولا فهذا علی مولا پیامبر را بگویم. بگویم علی جانشین پیامبرم بود؟ بگویم علی جوانمردترین مردها بود؟
بگویم علی همسر زهرا بود؟
بگویم علی همان همسفر نیمه شبان یتیمان کوفه بود؟
بگویم علی حیدر کرار بود؟
بگویم علی شهید محراب بود؟ بگویم علی پدر سیدالشهدا بود؟
بگویم علی بود و شیعه؟ بگویم علی بود و عدل؟
بگویم علی همان مرد جنگ بود؟ همان پهلوان. پهلوانان؟
بگویم علی همان بود که زهرایش را در کوچه زدند و علی صبر کرد. چون خدایش خواسته بود صبر کند؟
بگویم علی...
این‌ها بس است؟
این‌ها علی می‌شود؟
نه! از علی گفتن همین بس که علی. علی بود.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mhv1994
mhv1994
٩١/٠٨/١٣
٠
٠
یاد فاطمه فاطمه است دکتر شریعتی افتادم
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/١٤
٠
٠
بین خودمان باشد ولی یکجورایی تاثیرات فاطمه فاطمه است دکتر شریعتی رویمان قلممان را این شکلی کرد غرض تقلید نبودها! فقط تمرین بوده! باور کنید!
s-sahra
s-sahra
٩١/٠٨/١٥
٠
٠
بــــــــــــــــــــله!
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٢٦
٠
٠
عاااااااااااااااااااااالی.......
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨