مَش غضنفر و کج شدن ساختمان
گزارشی از برج کج پیتزا!

مَش غضنفر و کج شدن ساختمان

نویسنده : H@$$@N

لهجه مشهدی: وِسطایِ را که بودُم ناسَن دیدُم اووَر یَک چاررایی یَک عالَم آدم لوکّه رِفتنُ دِرَن یَک خِنه رِ نِگا مُکُنَن که کج رِفته. جینگی پِرّیدُم اووَر چاررایُ قاطی مردم رفتُم. تا دیدُم که خنه به ای گُندِگی ایجور کَج رِفته یَک دادِ قایِم زدُم که به افتخارِ شهرداری یَک کَفِ مرتب بِزِنِن. تا ایره گفتُم دیدُم خِلایق کِلّه هاشا وَرگِشت سمتِ مو یُ یَک نِگایِ عاقل اندر پَخمه یی بِزِم کِردَن که هَمونجه آب رَفتُم.

 

یَک یَرِگه که چِفتُم وایستِدِه بود بِزِم گفتِگ خدا شِفات بِده یَره! گفتُم بِرار خب مَگِر ای ساختمون رِ شهردِری ایجور کَج نِکرده که عین او برجِ پیتزایِ تو خارج یَک جاذبه گردشگریِ مِشَد بِرِیُ از زوّارا بِرِیِ دیدنِش پول سیوا کُنَن؟ گفتِگ نه یَرِگه. ای خِنه هه 5طِبقه یِ یُ مردم دِرَن توش زندگی مُکُنن، امروز که وَرخاستَن دیدَن ایجور کج رِفته یُ هَمَّشا زِدن بیرون. آتیش نِشونیَم که اَمَده مِگه بِرِیکه لوله آب که زیرِ خِنه هه بوده سولاخ رِفته، این خنه یَم نشست کِرده.

 

حالا مو یِ مَش غضنفر موندُم وَختی به شهرِما ایقذَر مَهَندِسایِ وارِدی دِرِم که ساختمونایی مِسازن که با یَک خُردو آب وِل رِفتن زیرِشا ایجور کَج مِرَن خب پس بِرِیچی به شهرِما صدتا اَزی بُرجایِ کَج نِمِزنِم تا پوزِ ایتالیایُ برج پیتزاش بُخوره؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
هههههههههههه دم لهجمون گرم که آدم هلاک میشه تا بخونشو بفهمش
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
اره دقيقا بيست دقيقه زمان برد تا تونستم بخونمش
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
ینی تایم گرفتی دقیق شد 20دقیقه؟؟؟:))))))))
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
عجب ...
s.a
s.a
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
اوه اوه........ اینو بخونم، حرف زدن خودم یادم میره!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
جالب بود!البته یه تیکه هاییش زیادی غلیظ میشد و از لهجه مشهدی میزد بیرون و میرفت به طرف لهجه نیشابوری!ولی جالب بود و مچکر
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٥
١
٠
خوشم میاد خوندنش از روی متن از خوندن عربی سخت تره !:))
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
آييييييييي گفتي :))
m-nas
m-nas
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
من هنگ کردم
f.haghighat
f.haghighat
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
:)) جالب بود!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات