سوتی‌ها و تکه کلام‌های معلم‌ ما!

سوتی‌ها و تکه کلام‌های معلم‌ ما!

نویسنده : m-ghorbani

چیزی که معلم‌ها و دبیرها در كنار درس دادن زیاد می‌دهند! سوتی است.  که باعث می‌شود پایان سال ما دانش‌آموزان خاطراتي براي يادآوري و خنديدن داشته باشيم.

یکی از دبیرهای ما دقت را صرف می‌کند (کلا تکه کلامش دقت است)؛ دقت می‌کنم، دقت می‌کنی، دقت می‌کند، دقت می‌کنیم، دقت می‌کنید و دقت می‌کنند! که بیش از چند سال در مدرسه سوژه خنده واقع شده است.
اما دبیر ریاضی، اين استاد دوست داشتني ما به پرگار می‌گفت پلگال!
یک سوتی نیز از جانب دبیر حرفه‌مان بود که می‌گفت: آن‌قدر ارتفاع پله‌های تخت جمشید کم است که در گذشته می‌توانستند با ماشین(!) روی آن حرکت کنند.
دبیر فارسی‌مان هم که تکه کلامش این است: «این نکته رو تو گیومه بذارید توجه‌تون بهش جلب شه.»
بدترین وضع کلاس موقع درس دینی است که معلم با ما عین کلاس اولی‌ها صحبت می‌کند و در هنگام گفتن جزوه آن‌قدر کند می‌گوید (همچو همون کلاس اولی‌ها) که پیر می‌شویم.

شما هم اگر از این سوتی ها دارید ذکر کنید تا ما هم از خاطرات شما به خنده بيفتيم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ثانیه خانوم
ثانیه خانوم
٩١/٠٨/١٨
٠
٠
یه دبیر ریاضی داشتیم به برگه میگفت بلگه تازه این خوب بود یه دبیر فیزیک داشتیم هر وقت می خواست بگه پنجره رو ببندین میگفت پنجره رو ببستین نابغه ای بود در نوع خودش
mahshid
mahshid
٩١/٠٨/١٨
١
٠
یکی دیگه از این سوتی با لهجه صحبت کردن دبیرهاست مثل دبیر شیمی ما و دبیر فیزیکمون که سر کلاس بدون توجه به حضور ما برای خودش اهنگ میخونه .....دبیر فیزیکمون خیلی باحاله
anis
anis
٩١/٠٨/١٨
١١
٠
دبیر شیمیمون فرورفته در بحر درس بود بعدش یهو ورداشت گفت:حالا فرض کنین من یه ذره م یکی بیاد منو باردار کنه،بعد من چی میشم؟!!!! کل کلاس رفت رو هوا! نکته جالب:تا آخـر زنگ نفهمید داریم به چی می خندیم!!!
s-sahra
s-sahra
٩١/٠٨/١٨
١
٠
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای!چقــــــــــــــــــــــــــــــــــــد پرفسور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
parisa
parisa
٩١/٠٨/١٨
٠
٠
معلمای ما که خدای سوتین..... با بچه ها نوشتیم (پارسال)شد یه سررسید....
parisa
parisa
٩١/٠٨/١٨
٠
٠
معلمای ما که خدای سوتین..... با بچه ها نوشتیم (پارسال)شد یه سررسید....
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/١٨
١
٠
اقا هر چقد بگردی به اندازه سوتی های معلم هندسه ما هیچ دبیری سوتی نداده! به زاویه میگه زاهیه به مکعب میگه کعب تکه کلامش هم خوشا به سعادتت حالا سوتی های دیگه در هنگام تدریس بیخیال میشیم!
m_kabiri
m_kabiri
٩١/٠٨/١٩
٢
٠
معلم ما پارسال به جای اینکه بگه صندلی های جلو روپرکنین گفت صندلی های پلو رو جرکنین!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٨/٢٤
١
٠
استادای ماهم گاهی اوقات سوتی میدن.مثلا استاد آناتومی مون تو اتاق تشریح داشت خیلی جدی درس میداد که از لوله های آب بالای سقف صدای شر شر آب اومد.بعد استادمون گفت این صدای آبش منم که بلبلم!فقط یک تخت کمه!ما هم خندیدیم.خیلی بامزه بود!
kafshdozak
kafshdozak
٩١/٠٩/١٠
٠
٠
من حافظم قد نمیده بخدا . اما یادمه دبیر علوم راهنماییم بهم میگفت fatome اخه عزیز من fatome چیه دیگهههههه ! ولی خب این سوتی نبود که ! خجسته بود طرف ! من که آخرشم نفهمیدم اون چی گفت !!!!
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
یاد دوران مدرسه بخیر
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
یک بار معلم ادبیات ما می خواشت بکه گوشی گازوئیلی گفت گو... گازوئیلی از اون به بعد هم دیگه سرکلاس نیومد
behnoosh :))
behnoosh :))
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
دبیر فلسفه منطق ما به جای اینکه بگه بچه های آخر کلاس کتاباتونو جمع کنین ... گفت کتابای آخر کلاس بچه هاتونو جمع کنین ... :)) دبیر زبان فارسی هم لهجه مشهدی داشت .... آی میخندیدیم .... مثلا میگفت ... ما مخیم فعل خواستنه صرف کنیم ... اون میخوایم اول از دستش در میرفت .... :)) خیلی از دبیرامون سوتی دادن و حتی خودم ... :)
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
معلم ما چپ و راس میگفت لطفا :))))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨