پول‌های پرتکی، خریدهای الکی!
درباره حال و هوای بازارهای شب عید

پول‌های پرتکی، خریدهای الکی!

نویسنده : زهرا خنداندل

از گرانی‌ها، تورم و قیمت پسته! که همه جا را در برگرفته است اگر بگذریم، می‌رسیم به یک سری قیمت‌های کذایی که ویژه شب و روز عید است. جنس‌هایی که توی مغازه‌ها به مدت یک سال مانده است و در طول سال احد و ناسی به آن‌ها گوشه چشمی نمی‌اندازد، دم عید قیمتش می‌شود خدا تومان و طرفدار پیدا می‌کند هوارتا، جنس‌ها همگی مارک می‌شوند، آن هم مارک‌های قلابی و تکه کلام لباس فروش‌ها می‌شود این‌که: «کار ترکیه است»، «تخفیف ندارد»، «حراج شب عید است!»

خدا نکند که شما طالب یک جنسی بشوید و مغازه‌دار هم بداند که چشمتان گرفته است. آسمان را به ریسمان می‌بافد و حرف تخفیف را هم که اصلا رویتان نمی‌شود به میان بیاوید.
این روزها و شب‌ها اگر هوس کنید برای خرید بیرون بروید، حداقل چند ساعتی اضافه‌تر از روزهای عادی باید معطل شوید. این معطلی در همه جا هست، در اتوبوس، تاکسی، ماشین تک سرنشینن، حتی در حالتی که پیاده هستید و می‌خواهید قدم بزنید. دلیلش هم که احتیاج به گفتن ندارد، شلوغی خیابان‌ها و تجمع دست فروشان و البته خریدارانی که دورشان حلقه زده‌اند.

در این روزها اتفاقات عجیب دیگری هم می‌افتد. مثلا این‌که بعضی خیابان‌های بزرگ و پرتردد شهر به کل بسته می‌شوند و حالا باید آمد و وضعیت خیابان‌های اطرافش را برانداز کرد که حرکت لاک پشتی ماشین‌ها و بوق‌های از سر عجله و سر رفتن حوصله‌شان، صدای همسایه‌ها را که خودشان هم گهگاهی به این بازارها سر می‌زنند حسابی در آورده است.
..
نمی‌خواهم بگویم، بگذریم از چشم و هم چشمی‌ها و تجملاتی که در خریدها وجود دارد که بزرگترین آسیب این روزهاست. شاید کیسه‌های پر از بار و وسیله‌های تازه خریداری شده در این روزها به زعم برخی، نشان دهنده بالارفتن سطح رفاه مردم باشد، اما به راستی چقدر محتویات این کیسه‌ها مواردی هستند که واقعا به آن‌ها نیاز داریم و چند درصدشان را صرفا برای خالی نبودن عریضه می‌خریم؟
نکته جالب توجه انرژی است که مردم در این یک ماه صرف خرید کردن می‌کنند! یعنی اگر این انرژی را نوجوانان برای کنکور می‌گذاشتند در دانشگاه تهران که هیچ، در دانشگاه آکسفورد قبول می‌شدند!
انرژی که مردم ما این روز و شب‌ها در بازارها و برای زیر و رو کردن مغازه‌ها می‌گذارند، فکر نمی‌کنم انیشتین برای شکافتن هسته اتم خرج کرده باشد! خدا نکند که در این روز و شب‌ها یک هم پای سختگیر هم برای زندگی داشته باشید! آن وقت است که مرغان آسمان هم به حالتان زار می‌زنند. چون هنگامه‌ای که به خانه برسید پاهایتان را باید در آب ولرم بگذارید و خودتان از حال بروید!
راستی چقدر از خریدهایی که می‌کنیم صرفا لازم و مورد نیاز ماست؟ همین حالا بلند شوید و بروید کشو و کمدتان را خوب بگردید آیا هیچ لباس خوبی ندارید؟ چیزی که نو باشد؟
یک سری هم به جا کفشی‌تان بزنید واقعا کفش مناسبی ندارید؟ شاید می‌ترسید اگر همه چیزتان را نو نکنید عمو نوروز به خانه شما نیاید و ننه سرما در خانه‌تان ماندگار شود؟
اگر اهل خرید و بازار و ریخت و پاش بی‌وقفه هستید آن لحظه که دارید پول یک مانتو یا یک جفت کفش را می‌دهید یاد پسرک دست فروشی بیافتید که چند دقیقه پیش از شما خواسته بود از بساطش چیزی بخرید، به پدر و مادرش فکر کنید.
بیایید همه فکر کنیم در این عید پیش رویی که آمدنش بر مردم گران تمام شده است، آن‌هایی که زیر خط فقر بوده‌اند چه می‌شوند؟
این عید چقدر برایشان شاد است، چقدر برایشان نو است؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٥
٠
٠
از حراج گفتین.یه منطقه ای تو مشهد هست که مشهورم هست اول اسمشم ج داره 3حرفم بیشتر نیس ولی اسمشو نمیگم.یه مغازه ای به مدت 3هفته هس حراجی اعلام کرده.در صورتی که قرار بود حراجش یک هفته باشه.ویترینشم خالی کرده که مثلا فقط همون چنتا تیکه تو ویترین موندم یکی از خودشونم همش تو ویترینه میچرخه :)))
٩١/١٢/١٥
٠
٠
برادر صاد حرف دومش چیه؟!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٥
٠
٠
حرف آخرشو میگم ولی در مورد حرف وسط دیگه اصرار نکنین که معذورم.واز تبلیغ میشه ادمین کله منو میکنه سر در جیم آویزون میکنه.ها والا.اگه ادمینو از نزدیک ببینین متوجه میشین اصاب مصاب نداره!:))))))))))))))))) حرف اخرش ت هست
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٥
٠
٠
من فهمیدم!جنت!
z_khandandel
z_khandandel
٩١/١٢/١٥
٠
٠
بچه ها یعنی الان واقعا مشکلتون اینکه کجاست؟.... گل مطلبو بگیرین کلاه گذاشتن سر مردم... باببت دقتت ممنون دوست عزیز....
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٥
٠
٠
حرف حساب جواب نداره! واقعا همین طور است که می گویید متاسفانه مردم ما هرچند هم می گویند مشکل دارند و زندگیشان به سختی می چرخد و ازاین جور حرفها باز هم برای چشم و هم چشمی و خرید کالاهای لوکس و به درد نخور و غیر ضروری برای هم سر و دست می شکنند واقعا مردم عجیبی داریم!
z_khandandel
z_khandandel
٩١/١٢/١٧
٠
٠
واقعا آره اببنقدر که دم ندارم ندارمشون بلنده واقعا چطوری میرن خرید؟
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩١/١٢/١٥
٠
٠
درسته همینطوره
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/١٦
٠
٠
ب نظرم امسال خیلی بی روحه.اصن مثل سالای پیش نیس
z_khandandel
z_khandandel
٩١/١٢/١٧
١
٠
عید هر سال داره کمرنگ تر میشه منم دقت کردم به این موضوع دیگه اون شورو شوق نیست یا کم شده...
زهره
زهره
٩١/١٢/١٦
٠
٠
من ک همه چیزم جور .اصلا لازم نیست ک برم چیزی بگیرم . بقیه هم خودشون می دونن
z_khandandel
z_khandandel
٩١/١٢/١٧
٠
٠
دم شما هم بسیار گرم...
sasa10
sasa10
٩١/١٢/٢٢
٠
٠
دقیقا!
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
بعله دقیقا
Niva
Niva
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
چی بگم والا!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات