جوانان خواستار کودکی دوباره بخوانند....!
توصیه یکی از کاربران نوجوان جیم به بزرگترهای خودش

جوانان خواستار کودکی دوباره بخوانند....!

نویسنده : m-ghorbani

دفعه ی پیش مطلبی راجع به نارضایتی از سن مان نوشتم. ولی الان می خواهم قسمت دوم که اصلی تر است را بگویم.

شما ای جوانانی که دوست دارید دوباره کودک شوید، همچین آرزویی معنی ندارد. اگر منظورتان کودکی زیر 7 سال است که باید بگویم آن زمان شما چیزی از لذت های دنیا نمی فهمیدید و فقط بازی بود و بازی و از خیلی لذت هایی که الان دارید خبر نداشتید پس از دنیا بهره کمی داشتید. اگر منظورتان کمی بزرگتر(حدود سوم، چهارم دبستان یا راهنمایی است) بهتر است دوباره کتاب هایی از آن سال ها تهیه کرده و شبی به عنوان شب امتحان آنهارا بخوانید، تا از لذتهای این دوران بهره مند شوید(منم آن موقع سلامی خدمتتان عرض می کنم).ولی اگر منظورتان کنکور و سال چهارم دبیرستان است که بهتر است استرس،سختی ها و مشکلاتش را بیاد آورید.

گرچه تا این سن هیچ مسولیت فکری جز درس نداشتید ولی الان هم مشغله ی فکری درس را ندارید و به طور حتم لذتی بیشتر نسبت به این سن ها می برید و در نگاه بدبینانه لذت هم اندازه می برید.

مشکل انسان همین است تا از سختی ای رد می شود آن را فراموش می کند و احساس می کند الان مشکلات بیشتری دارد. آیا فراموش می کنید کودکی که تازه حروف الفبا را یاد می گیرد چقدر برایش سخت است؟ پس من بزرگتر که میشم هیچوقت حسرت کودکی را نمی خورم چون می دانم سختی ها و لذت هایش باهم برابر است و شاید هم هرچه بزرگتر لذت بیشتر....

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٥
٢
٠
آره کاملاً با این متن موافقم مشکلات هر دوره به اندازه ی همون سن سخت هستند، اما گاهی دلم برای لذت شبای خنک تابستون تنگ می شه اونم وقتی بعد 9 ماه درس خوندن استراحت و تفریح می کنی... اما بعد از دانشگاه چه ازدواج کنی. چه شاغل بشی دیگه این تابستونا هیچ وقت مثل اون موقع نمی شه. به این متن اضافه کن اینو که اگه ما دلمون دوران بچگی رو می خواد پاکی و بی آلایشی و بی گناهی ش رو طلب می کنیم نه شاید برگشت واقعی به اون دوران.
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/١٥
٢
٠
منم دقیقا با نطر خانم حقیقت موافقم. منظور از کودکی پاکی و بی آلایشی اون دورانه نه دقیقا خودش! هرچند که گاهی وقتا دلم می خواد بشم یه بچه 4/5 ساله!!!!!! :)))) شاید از نظر شما لذت کمتر می بره ولی خیلی از دغدغه هایی که الان داریم و نداره، یه جورایی راحته، بی خیاله!!!! :)))))
s-bigharar
s-bigharar
٩١/٠٨/١٦
٠
٠
اضافه ی متن:اگه ما دلمون دوران بچگی رو می خواد پاکی و بی آلایشی و بی گناهی ش رو طلب می کنیم نه شاید برگشت واقعی به اون دوران.حالا متن کامل شد؟اگر نقص دیگری دارد بگویید حل کنم!
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
بعله درست میگید
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
به یاد قدیم
کلاهدوز
کلاهدوز
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
موافقم.قبلا هم بهش فکر کرده بودم.
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات