میان غدیر و محرم رابطه ای است...

میان غدیر و محرم رابطه ای است...

نویسنده : میثم

حساب دودوتا چهارتاست؛ که اگر پدر را رها نمی‌کردند، سر فرزند به نیزه بالا نمی‌رفت.
حساب دو دو تا چهار تاست؛ که اگر دست پدر را که افراشته شده بود به نشانه مولايی‌اش به پایین نمی‌کشیدند، خون پسر به زمین ریخته نمی‌شد.
تقدیر حادثه‌ها به دست ماست و سرنوشتی که خود ما رقمش می‌زنیم...
کاری نکنیم که چند صباح دیگر تقدیرهايی سخت وقوع بيابد و آن‌گاه مصببش ما شناخته شویم.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sara
sara
٩١/٠٨/١٤
١
٠
خیلی زیبا... ممنونم...
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢