ماژیک مشکی چه رنگیه؟

ماژیک مشکی چه رنگیه؟

نویسنده : g.h

سال آخر دانشگاه بودم. یک اتاق 4 نفره داشتیم که دو تا از هم اتاقی‌هام رشته شهرسازی بودن. بچه‌های شهرسازی یک ماژیک‌های مخصوص داشتند که مثل هم بودند اصلا هم معلوم نبود هر کدام چه رنگیه! فقط روی هر کدام یه شماره داشت که از روی همین شماره‌ها رنگاهاش معلوم می‌شد.

یک شب بعد نوش جان کردن چایی بعد از شام از آن‌جایی که من ذهن خیلی خلاقی داشتم و دارم گفتم: «بچه ها!!!بچه ها!!!!بیاین یه برگه به دیوار بچسبون روشم بنویسیم سوتی وومن(suti women) هر کی سوتی داد اونجا یادداشت کنیم تا مکتوب بمونه تا آخر ترم.»

در همین حین هنوز موافقت بچه‌ها به طور کامل اعلام نشده بود که بنده پریدم طرف تخت دوستم تا ماژیک‌ها رو از زیر تختش بردارم. یه برگه بزرگم از همون زیر پیدا کردم و آوردم. ماژیک‌ها رو ریختم وسط همینطور که ماژیک‌ها رو داشتم زیر و رو می‌کردم تا یک مشکی پیدا کنم داد زدم این ماژیک مشکی چه رنگیه؟ یک‌هو دیدم همه بچه ها داد زدن هووووووووووووااااااااااا! ای ول! ای ول !آره موافقیم بنویس بزن به دیوار. آخ جون! پس اولین سوتی خودت رو هم خودت با دستای خودت بنویس!

اینجانب که هنوز متوجه نشده بودم دارن راجع به کدوم سوتی صحبت می‌کنند مات و مبهوت فقط بهشان خیره شده بودم!

بعد یکی گفت ماژیک مشکی چه رنگیه؟ همه خندیدن!

باید اعتراف کنم که من هنوز متوجه سوتیم نبودم گفتم: آره خب چه رنگیه؟؟

گفتن:چه رنگیه؟؟؟؟؟؟

آخ آخ من تازه فهمیدم که چه گندی زدم...خب منظورم این بود که شمارش چنده؟

تو دلم گفتم بیخیال قوی باش.کم نیار. سوتی اونا تا آخر ترم بیشترخواهد بود. پس مثل یک شیر زن سرم رو بالا گرفتم گفتم: «باشه! اولش هم سوتیه خودمو مینویسم!»

تا آخر ترم بچه‌ها سوتی زیاد دادن اما هیچ‌کدام به سوتی من نرسید. بدترین قسمتش این بود که هر کسی می‌آمد اتاقمان اول همون برگه بزرگsuti ها نظرشو جلب می‌کرد و اینکه همون خط اول را که می‌خواند بر می‌گشت به من نگاهی می‌کرد و می گفت: «این سوتی رو تو دادی؟!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/١٤
٠
٠
چندم؟!
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/١٤
٠
٠
حالا که اول شدم بذار با خیال راحت یکی از سوتی خای داغونمو بگم:)خخخخخخ.یادمه دبیرستان که بودم صبحه جمعه پا شدم رفتم دعای ندبه. دم در مسجد که رسیدم خبری نبود. هم زمان با من هم یه خانوم دیگه اومد دید خبری از دعا نیست. ازم پرسید مگه دعا نیست؟ منم نه گذلشتم نه برداشتم ..گفتم حتما جمعه بوده کسی نیومده!!! بعد که طرف رفت تازه فهمیدم چه سوتی داغونی دادم!!!
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩١/١٢/١٤
٢
٠
خب این که معلومه ماژیک مشکی رنگش سبز آسمانی مایل به قرمز
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٥
٠
٠
موافقم :)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٥
٠
٠
جالب بود.مرسی
g_hosseinian
g_hosseinian
٩١/١٢/١٥
٠
٠
خواهش میکنم.
٩١/١٢/١٥
٠
٠
جالب بود
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٧
٠
٠
روحمان شاد شد!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤