چه اتفاقی باید بیافتد؟

چه اتفاقی باید بیافتد؟

نویسنده : s-ghazizadeh

اصلا مهم نیست کی از خواب راحت پا می‌شوی!

فرقی ندارد امروز چند شنبه است. اهمیتی ندارد شب بیدار و روز خواب باشی یا این‌که تمام شب را در اینترنت ول بچرخی برای هیچی؛ آن را هم باکی نیست.

تمام روز به در و ترک‌های روی دیوار خیره شوی هم خیلی مهم نیست. این‌که 6 بهار دیگر از عمرت بیاید و برود و تو هیچ تغییری نکرده باشی هم ملالی نیست.

وقتی بی‌هدف زندگی می‌کنی و بیشتر عمرت را در خواب غفلت بودی، دیگر هیچ‌کدام این‌ها و حتی بودنت در این دنیا چندان اهمیتی ندارد.

«چه اتفاقی باید بیافتد ای همراه که من بدانم و تو که عمر و هستی ما حباب وارگذرد؟!»

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١٢/١٢
٠
٠
اول بازهم...ها ها ها...
t.m
t.m
٩١/١٢/١٢
٠
٠
دقیقا این حس حال منهـ... !
t.m
t.m
٩١/١٢/١٢
٠
٠
آخ گفتی... من دقیقا دارم حس میکنم بودنم تو این دنیا چندان اهمیتی نداره!
sahar
sahar
٩١/١٢/١٢
٢
٠
چه واقعیت تلخی.....
t.m
t.m
٩١/١٢/١٢
٠
٠
آره...
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/١٢
١
٠
گاهی وقتا همه چی برام بی اهمیت شده،اما الان نه!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٢
٠
٠
امروز خیلی حس بدی داشتم.تو همین مایه ها بود.
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٢
٠
٠
....چقدر تلخ بود!! حس نوشتن مطلب تلخ در من اثر کرد الان میرم یک مطلب تلخ تری می نویسم!
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/١٣
٠
٠
خواهش میکنم به اعصاب خودتون مسلط باشین.دم عیدی یکم شاد بنویسین. هلاک شدیم بابا!
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٧
٠
٠
چه ریبا گفتی!گاهی باید به خودمان بیاییم!
پربازدیدتریـــن ها
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
تبلیغات