همراه
به راهم ادامه دادم...

همراه

نویسنده : افسانه بانو

با هم روی پل رفتیم

گفتم: نگاه کن چه غوغایی به پا کرده

گفت: آره، خیلی زیباست

گفتم: جون می‌ده تو این غوغا ما هم همراهش باشیم

گفت: آره، همراهی رو دوست دارم

گفتم: حاضری بپریم تو آب

گفت: آره ، 1 ، 2 ، 3

پرید اما من نپریدم، به راهم ادامه دادم

همراه خوبی نبودم .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
هعی!من سعی میکنم همراه خوبی باشم:)))
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٢
١
٠
هیچ کس همراه نیست...تنهای اول!!!!!!!!!!
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
خوب چه كاري فكر نكردي طرف شنا بلد نباشه بايد چه خاكي به سرش كنه؟
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
ااااا گناه داشته که ،چرا تهناش گذاشتین خووووووووو
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/٢٢
١
٠
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت. شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
به به
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
عجب! خب چرا گفتی همراهی؟! موندم ما کی می تونیم رو راست باشیم با خودمون و دیگران!
sorme
sorme
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
به به چه نظری!!!!!!
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
عجب کاری کردی ها!!!! حالا داستانش که بر اساس واقعیت نبود؟! همراهم همراهای قدیم.هنو لب تر نکرده بودی , کارونو واست دور میزد!!!! نکه من 120 سالمه این چیزا خوب یادمه :)))
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
نمیدونم ادم در حماقت که نباید همراه باشه دیگه..
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
همراه خوب که تا اخر با ادم باشه کم پیدامیشه
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
فقط همراه اول تا آخر با هاته.....خخخخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
! عــــــــــــــجب !
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
همراهی با آب رو بیشتر دوست داشته شاید ...
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
چی بگم!سخته همراهی!
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
همراهی..... سعی می کنم همیشه تا انتها رفیق راه باشم نه نیمه راه....
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
چه کاری بود از تو...ای بابا..همراهم همراهای قدیم
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
ای بابا..چرا آخه؟! مرسی!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
من قول میدم همراه خوبی باشم!!‌:)
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
١
٠
حیف این همراهی که از دست دادین....خیلی ممنون
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠