Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48 جیم - آشنا ولی بی صورت! www.jeem.ir
آشنا ولی بی صورت!
فرار به دنیایی دیگر

آشنا ولی بی صورت!

نویسنده : Saleheh_sh79

در جلد روشنی رفته‌ام که مال من نیست، دلم برای دنیایی که رختخوابم، گودال گلی و خیس بعد از باران بود تنگ‌شده، و یا حتی دنیایی که در آن با امواج پر فشار اعماق دریا به تخته سنگ‌های مرجانی می‌خوردم و ماهی‌ها با قرمزی خونم جشن می‌گرفتند، من یکجور رنجم. یک‌جور رنجی که از همان اول به همین شکل بوده، این رنگ سفید، این لبخند فرشته گونه، این قلب بزرگ، این حرف‌های پر از محبت به ‌من نمی‌آید. باید این‌بار به دنیای دیگری بروم، خودم ‌را لای اجساد کشته‌های جنگ پنهان کنم و با آن‌ها در در یک گور دسته جمعی دفن شوم، آن وقت آسوده خاطر سرم را روی سینه‌ی یک زن زیبا بگذارم و تنم را به دهان کثیف کرم‌های حریص هدیه کنم. شاید هم به دنیای دیگری رفتم. می‌خواهم آنجا شجاعانه مغز چند نفر را با پتک متلاشی کنم و آن ها را از خاطراتشان نجات دهم . می‌خواهم مجسه‌ام را با یک پتک در دستم، توی میدان اصلی بسازند ! 

خودم را برمی‌دارم و ازین جمع دوستانه فرار می‌کنم، می‌روم سراغ آتش کم جانی که زیر پل متروکه‌ی اطراف شهر روشن شده، می‌روم و کنار کسی گرم می‌شوم که خوب می‌شناسمش، بی‌صورت اما آشنا، سایه‌ای  تاریک که از «خود» روشنم ساخته‌ام!  به حالت نوازش ماه توسط بستر خشک رودخانه خیره می‌شویم، به دیوانه‌ترین فکرهایمان پر و بال می‌دهیم، من می‌گویم شاید دریچه‌های سد را باز کردیم و من غرق شدم. او می‌گوید شاید هم من غرق شدم و تو روی پایه‌ی پل نقش بستی. میخندم. تمام شب را بی‌محابا از تمام خودم با او حرف می‌زنم، آتش خاموش می‌شود و او می‌رود، اما باز هم ما با هم آشنا‌تریم، آشنا‌تر از تمام جمع‌های دوستانه‌ای که از آن ها فرار کردم .

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Saleheh_sh79
Saleheh_sh79
٩٨/٠٢/٢٩
٠
٠
چراااا صفر کامنت😒 دلم شکست😒
لیلی
لیلی
٩٨/٠٣/٣١
٠
٠
عزیزدلمی.. ببخش چن وقت نبودم
م-نص
م-نص
٩٨/٠٣/٠٦
٠
٠
متنش سنگینه.الان ضعف گرفته منو نمیتونم بخونم:) انررژی بگیرم نقد می کنم:) نویسنده تا وقته که من انرژی میگیرم بفرمایند نقد سخت یا ملایم:)خخخ
Saleheh_sh79
Saleheh_sh79
٩٨/٠٣/٠٩
١
٠
نقد سر سخت میخاهیم مخاطب بیحال😑😂
ملقب به سالی
ملقب به سالی
٩٨/٠٣/٠٩
٠
٠
چندین وقت پیش خوابی دیدم که لب جایی با یک نفر نشسته بودم.. در حالی که باهاش توی عمق آرامش بودم ، یهو به خودم اومدم ببینم که کیه این آدمی که من بغلشم، و جایی دور پیش اون نشستم..! نگاهم کرد، صورت نداشت.
Saleheh_sh79
Saleheh_sh79
٩٨/٠٣/١١
٠
٠
سالی منم که😅 اشنا ولی بی صورت...
لیلی
لیلی
٩٨/٠٣/٣١
٠
٠
اخ ...من ک یکیو خواب دیدم صورت نداشت ولی صداش کپی خودم بود..گریه میکرد
لیلی
لیلی
٩٨/٠٥/٢٨
٠
٠
از استرس زیاد هست اینجور خوابا
لیلی
لیلی
٩٨/٠٣/٣١
٠
٠
خوندن این دل نوشته منو مور مور کرد، چشامو خیره کرد به تک تک کلمات
Saleheh_sh79
Saleheh_sh79
٩٨/٠٤/٢٢
٠
٠
سلااام لیلی خانوم لطف داری بهم ❤❤❤
لیلی
لیلی
٩٨/٠٣/٣١
٠
٠
نقد سرسخت اون هم واسه همچین دلنوشته جذابی! باشه چشم حتما 😶دیگه چی؟ من که هنگ حس و حال تصویرسازی ذهنیمم بعد خوندن دل نوشتت