شطرنج با ماشین جنایت

شطرنج با ماشین جنایت

نویسنده : komeil
آرین همه را برده است. نامش توی جدول، آن بالای بالا پیش چشم رقیبان خودنمایی می‌کند. بازی‌های قبلی همگی آزمون‌های سختی برای او بودند اما حالا او به سخت‌ترین آزمون رسیده. زمین این آزمون دیگر شطرنجی نیست؛ زمینش از خون انسان‌های بی‌گناه تاریخ رنگ‌آمیزی شده و کلی سرباز روی این زمین به خاک افتاده‌اند. آرین می‌داند که در این زمین و دربرابر این حریف که نه، درواقع دشمن بهترین حرکت، حرکت نکردن است. اما از آن‌سو مدال طلا دارد چشمک می‌زند و وسوسه‌ای او را به بازی و قهرمانی و شهرت و پول فرامی‌خواند. همه ما می‌دانیم در زندگی آزمون‌هایی هست که انسان را در دوراهی انتخاب بین آن‌چه درست است و آن‌چه دوست دارد قرار می‌دهد.
آن‌ها آرین ما را در کیش قرار داده‌اند. آرین اما گیج و مات است؛ هم مات قهرمانی است و هم مات باورهایش. توی باورهایش صدها غواص دارند روی صفحه آبی شطرنج با دستانی بسته شنا می‌کنند. روی خانه‌های سیاه شطرنج بهترین مهره‌ها ترور شده‌اند و خانواده‌های بسیاری لابه‌لای خانه‌های ویران این زمین مدفون شده‌اند. بیرون این زمین هزارن کودک بی‌گناه یمنی بازی را به تماشا نشسته‌اند.
آرین می‌داند که اگر بازی کند باید با قوانین آن‌ها بازی کند؛ این زمین بازی آن‌هاست. ماشین جنگی آن‌ها کلی سرباز و اسب و فیل و رخ را از آن‌سوی دنیا، از آمریکا با خود برای زدن تک‌تک مهره‌های زندگی ما آورده. شطرنج آن‌ها سوییسی است چرا که پول آن‌ها در بانک‌های سوییس اسب‌ها را به حرکت در می‌آورد. شطرنج آن‌ها سعودی است چرا که با پول سیاه نفتی آن‌ها حتی یک خانه‌ی سفید هم در این زمین سوخته نمانده و خانه‌ی هزاران انسان زیر پای فیل‌های لشکر ابرهه له می‌شود.
آرین تصمیم خود را می‌گیرد. چشم‌هایش را روی تمام آن زرق و برق قهرمانی می‌بندد تا لبخند را برای انسان‌ها هدیه بیاورد و صلح را. از پای این میز بلند می‌شود. حاضر نمی‌شود تا اسراییل را به رسمیت بشناسد. آن‌ها مات می‌شوند. آرین سربازی است که خود را به انتهای زمین دشمن رسانده؛ دستش را به ستون‌های مسجدالاقصی زده و طعم پیروزی را چشیده است.
همه می‌دانیم سربازی که به انتهای زمین برسد، می‌میرد، شهید می‌شود و تبدیل می‌شود به وزیر. آرین حالا در انتهای آن زمین وزیر و سرداری است لایق برای اسلام که خود را برای بازی نهایی آماده می‌کند...
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
S_RAZMEGAHE
S_RAZMEGAHE
٩٨/٠١/٢٧
١
٠
عالی بود کمیل عزیز. عالی. خسته نباشی برادر.
komeil
komeil
٩٨/٠١/٢٧
٠
٠
ممنون
مریم جهاندار
مریم جهاندار
٩٨/٠٢/٠٣
٠
٠
یه کم حماسی نوشته بودین!! به نظرم کار خیلی عجیبی نکرده. بعنوان پسر نوجوونی که شاید تحت تاثیر تبلیغات یا جو موجود؛ یه تصمیم لحظه ای گرفته. قطعا اینجور حرکتها تا شفاف بررسی نشن و دربارشون حرف زده نشه، فایده ندارن.مثه استاندارد دوگانه می مونن. همیشه خوب مینویسین ولی شمااا. ماشالله دارینن
سیما کاشف
سیما کاشف
٩٨/٠٢/٠٣
٠
٠
بد نبود. شما اصولگرایین؟ به عکستون نمیاد ازین چیزا بنویسین خخخخ
پربازدیدتریـــن ها