بلد نبودن بدی

بلد نبودن بدی

نویسنده : خورشید
سکوت کردم. از آن سکوت‌هایی که ته ته‌اش دهنت مزه تلخی به خودش می‌گیرد، از بس زبون توی دهن تکان نمی‌خورد. خیره شده‌ام به بخار‌های فنجان قهوه‌م و عمیق‌تر سیگار را به ریه‌هام می‌فرستم.
می‌گوید: می دونستی وقتی ساکتی نظم جهان بهم میخوره 
به حرف ش فکر میکنم به برهم خوردن نظمی که با سکوت من شکل میگیره و ته دلم می‌گویم برو بابا 
می‌گوید: «قرار بود دیگه سیگار نکشی!»
می‌گویم: «چند ماهه نکشیده بودم»
می‌گوید: «قرار بود کلا نکشی...»
می‌گویم: «قرار بود یادم نیاد آدم‌ها چقدر می‌تونن بد باشن.» 
می‌گوید: «سیگار می‌کشی چون آدم‌ها بدن؟»
می‌گویم «نه! سیگار می‌کشم چون من نمی‌تونم مثل اون‌ها بد باشم و بیشتر مواقع مجبورم سکوت کنم...»
 و سکوت بر خلاف اون ضرب‌المثل احمقانه نشانه رضایت نیست. فقط نمی‌دونی چی باید بگی...
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/١٢/٢٢
٠
٠
پس از مدت ها دوباره یک مطلب از شما در جیم خوندم :) واقعاً از بعضی آدم ها فقط میشه به خدا پناه برد !
خورشید
خورشید
٩٨/٠١/٢٠
٠
٠
ممنون از همراهی همیشگی شما ، گاهی کار و زندگی چنان آدم و از فضای مجازی دور میکنه که وقتی به خودت میای میبینی چیزی حدود یک سال شده بله ،واقعا گاهی از دست آدم های فقط باید به خدا چناه برد.
kimia_ka_
kimia_ka_
٩٧/١٢/٣٠
٠
٠
چقدر قشنگ بود*_*
خورشید
خورشید
٩٨/٠١/٢٠
٠
٠
ممنونم .
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٨/٠١/١٢
٠
٠
واقعا هم سکوت به معنای رضایت نیست...:) خیلی عالی بود.
خورشید
خورشید
٩٨/٠١/٢٠
٠
٠
بله ،نیست ممنون
پربازدیدتریـــن ها