نسل سوخته
کداممان بیشتر سوخته؟ ما یا فرزندانمان؟

نسل سوخته

نویسنده : kimia_ka_
کوه‌ها در روزهای سیاه شهرمان ناپدید‌اند و برف‌ها... آه! آن برف‌ها...
شاید سال‌ها بعد درحالی‌که کنار کودکانمان نشسته‌ایم، باید برف را برایشان این‌گونه توصیف کنیم: «اگر دیدی روزی از آسمان بستنی بارید و زمین پر از آدم برفی...» گفتم «آدم برفی!» حالا باید برایشان آدم برفی را توصیف کنیم.
در حقیقت ما نسل سوخته نیستیم. کودکانمان می‌سوزند. آن‌هایی که عاشق می‌شوند و زیر بارانی که نمی‌آید قدم می‌زنند. آن‌هایی که پاییز و زمستانشان با بهار یکی می‌شود. آن‌هایی که فصل عاشقی ندارند. همان‌هایی که به علت سرمای کشنده زمستانی دست همدیگر را نمی‌گیرند تا گرم شوند. منظورم دقیقا همان‌هایی است که...
اصلا، از کجا معلوم که عاشق شوند؟!
شاید باید در کنارشان بنشینیم و برایشان از عاشقی‌هایمان بگوییم: «آن روزها کودکی بیش نبودم که عاشق آن چشمان میشی‌ رنگش شدم. هم‌بازی بودیم. در بهار مسابقه جمع کردن شکوفه. در تابستان مسابقه چیدن میوه. در پاییز رقص زیر باران و در زمستان برف بازی...» و حالا نوبت عاشقی شماست. در سال‌های همیشه بهار خود عاشق شوید و عاشق بمانید. بی‌اینکه در بهار گلی بچینید و در تابستان میوه‌ای. بی‌اینکه زیر باران پاییزی قدم بزنید و در زمستان سال‌هایتان برف بازی کنید. عاشق شوید و عاشق بمانید.
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٨/٠٢/٠٨
٠
٠
نمیدونم ولی اعتقاد دارم نسل های بعد ما نسل های شجاع تر و موفق تری خواهند بود و اونقدر ها سوخته نیستن!! ولی در کل احساس خوبی داشت متن..:)
kimia_ka_
kimia_ka_
٩٨/٠٢/١٦
٠
٠
امیدوارم اینطور باشه. مرسی بابت نظرتون*-*