دیکتاتوری به سبک عادل
یک نفر که همه کس نیست، اما حرف آخر را می‌زند!

دیکتاتوری به سبک عادل

نویسنده : z_firuz
دیکتاتور کیست؟ دیکتاتور کسی است که حرفش حرف همه نیست اما حرف پایانی ست.
می‌خواهیم 6 نفری برای تفریح بیرون برویم. 5 نفر می‌خواهند به پارک بروند یک نفر به موزه. مقصد سفر: موزه! می‌پرسید چرا؟ چون آن یک نفر ماشین دارد و می‌خواهیم با وسیله او به این برنامه برویم. می‌خواهیم برای همه یک نوع سفارش غذا بگیریم. 4 نفر موافق چلوکباب‌اند، یک نفر جوجه، یک نفر دیزی. نتیجه: ناهار دیزی است. می‌پرسید چرا؟ چون آن یک نفر قرار است دیگران را ناهار مهمان کند و هزینه ناهار را بپردازد. می‌خواهیم همه با هم یک فیلم ببنیم همه طرفدار یک فیلم کمدی‌اند، همه جز یک نفر، نتیجه: یک فیلم اکشن تماشا می‌کنیم. می‌پرسید چرا؟ چون سیستمی که می‌خواهیم با آن فیلم ببینیم متعلق به آن یک نفر است.
به آن یک نفر می‌گوییم «دیکتاتور» حرف او حرف همه نیست اما همه حرف‌ها را او می زند. چرا چون قدرت دارد. قدرت سخت یا نرم، مالی یا روانی.
هنوز یک هفته از شکست و حذف فاجعه بار تیم ملی نگذشته بود که در نود یک کلیپ 5 دقیقه‌ای[1] از بازی‌های تیم ملی می‌بینم که بازی‌های تیم ملی را افسانه‌وار روایت کرده تا حدی که لحظه‌ای از خودم می‌پرسم «این روایت حضور تیم ملی ایران است یا برزیل؟» شکست له کننده ایران را به حساب بد شانسی می‌گذارد. می‌پرسید چرا؟ چون او عادل فردوسی‌پور است. چون او اختیار کامل یک برنامه تلوزیونی را دارد. چون او عمیقا طرفدار کی‌روش است. چون او دوست دارد از کی‌روش یک قهرمان بسازد. او دوست دارد از 8 سال حضور او در تیم ملی افسانه بسازد. او دوست دارد و می‌تواند. چرا چون او قدرت دارد. چون او محبوبیت دارد. بله درست خواندید محبوبیت. محبوبیت هم نوعی قدرت است. قدرتی نرم.
8 سال از حضور کیروش در ایران گذشت، بارها و بارها به او فرصت داده شد و هربار فرصت‌ها را با اشتباهاتش از دست داد به حساب کم شانسی گذاشت و مردم را تورنومنت بعدی حواله داد و هر بار بدتر از قبل. آخرین امید مردم برای کامیابی و طعم شیرین قهرمانی را با تیم غیرحرفه‌ای‌اش به باد داد، اما فردوسی‌پور باز هم او را خوش سابقه‌ترین مربی تاریخ فوتبال ایران می‌خواند. و از او صمیمانه تشکر می‌کند.
بگذریم! عصبانی‌ام؛ نه از کی‌روش. طرفدار حرفه‌ای فوتبال نیستم، نه قصد دارم و نه می‌توانم کارنامه کاری او را نقد کنم. عصبانی‌ام از این که فریاد اکثریت زیر صدای بلند و قدرتمند یک نفر خفه می‌شود. عصبانی ام؛ نه از کی‌روش. از این که یک نفر مدام از دست‌های پشت پرده قدرت فوتبال حرف می‌زند اما خودش یکی از همان قدرت‌ها شده. عصبانی‌ام؛ نه از کی‌روش. از رسانه، از مردم، از خودم که چرا به کسی این قدر قدرت داده‌ایم تا به جای همه ما حرف بزند؟ عصبانی‌ام. از این که یک نفر حرفش حرف همه نباشد اما حرف آخر باشد!
1: کلیپ پخش شده در برنامه پانزدهم بهمن نود.
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/١١/٢٢
٠
٠
اولاش خوب بود، ولی بنظرم اگه بقول خودتون تماشاگر حرفه‌ای فوتبال بودین متنتون قوی تر و ریزبینانه‌تر میشد، یه مقدار از اواسط موضوع کلی شد و نکته خاصی نداشت
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/١١/٣٠
٠
٠
آروم تر باشید و خوشحال باشید که بالاخره رفت :) ولی عجیبه هااا که فردوسی پور پرسپولیسی هستش ولی طرفدار کی روشه! خوب بود :)