هیچوقت یک ریشو را تهدید نکن!
در باب ریش و ریش‌داری

هیچوقت یک ریشو را تهدید نکن!

نویسنده : گزینه جیم
‎دقت کرده‌اید که همۀ پاپ‌استارهای ایرانی قبلا ریش داشته‌اند؟ داریوش، ابی، شب‌پره؛ ریشِ ستّار هم که اصلا تبدیل به مد محبوبی شد و برای خودش پیروانی پیدا کرد. معنی‌اش یا می‌تواند این باشد که خواننده‌های پاپ به شکل ویروسی برای تکمیل کردن نشانۀ شغلشان ایجاب می‌کرده که ریش بگذارند یا اینکه ریشوها می‌رفتند خوانندۀ پاپ می‌شدند؟ توی سیاست‌مردانِ ما هم قصۀ ریش همین بالا پایین‌ها را دارد. منهای تعداد انگشت‌شماری که به شکل مادرزادی از این محاسن خدادادی محروم‌اند، اغلب آن‌ها را از روی نحوۀ آرایش ریش می‌توان توی گروه‌های خودشان قرار داد. فداییان، اصلاح‌طلبان، پایبندان به اصول، دیسیپلین‌دارها، معتدل‌ها، اهالی مذاکره، منعطف‌ها، تواب‌ها، افراطی‌ها، هایلایت‌دارهای بلوطی (این لیست را هم می‌توانید ادامه بدهید)
‎یک شوخی وایبری و تلگرامی مدتی دست به دست می‌گردید که مضمونش این بود: «زن‌ها وقتی می‌خواهند قطع تعلق و وابستگی بکنند، برمی‌دارند موهایشان را کوتاه می‌کنند!» یک نسخۀ دیگری هم از این پیام همه جا منتشر می‌شد که فحوایش این بود: «بپرهیزید و بترسید از زنی که موهایش را کوتاه می‌کند» تو گویی زنان در این روایت، خودخواسته بازویشان را تراشیده‌اند و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.
‎برنامۀ جامع اقدام مشترک که ما آن را به اسم برجام می‌‌شناسیم، سبب شد آقای ظریف تبدیل شود به سلبریتی دوست‌داشتنی عرصۀ سیاست و مذاکره که با خنده‌های نخودی، دندان‌های صدفی و ریش پرفسوری آمده بود تا وارد جدل و مرافعه شود، مذاکره کند و حق و حقوق مملکتش را زنده کند. توی دیپلماسی هم تمام حرکات و سکنات شما معنا می‌شود، این که چطوری روی صندلی می‌نشینید، چه مدلی پا روی پا می‌اندازید، چقدر موقع خندیدن لب از لب می‌گشایید، شل دست می‌دهید یا محکم، کت می‌پوشید یا کاپشن؛ همۀ نشانه‌های زبان بدن، آشکار می‌کند که چه اندازه اهل تسامح‌اید یا اینکه ابدا قصد کوتاه آمدن ندارید.
‎وقتی آقای ظریف با ریش پروفسوری و شمایل روشنفکری برجام را به کرسی نشاند خیلی‌ها برایش هوار کشیدند و خوشحال شدند که بالاخره یک نفر تمیز و مرتب پیدا شده که نمایندۀ دیپلمات‌های ایرانی باشد ‎موفق عمل کند و مو لای درز توافق‌نامه‌اش نرود
‎بعدِ سالی و ماهی که گذشت و برجام آتش زده شد و ریش آقای ظریف دچار تطور شد و رفت توی یک دسته‌بندی دیگر، یاد آن پیام وایبری افتادم؛ جا داشت که آن موقع یک نفر ابتکار عمل را در دست بگیرد و روی آن جک، پارودی دیگری بسازد و بگوید: «از ریشویی که برجامش را آتش زده‌‌ بترسید!»
نویسنده: هاجر رزم‌پا
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
٩٧/١١/١٥
٠
٠
مزخرف و بی سر و ته بود انگار بزور خواسته یه اظهار نظری بکنه! از رزم پا انتظار نداشتم:(
notareal
notareal
٩٧/١١/١٥
٠
٠
سپاس از خ. رزم پا که به این مهرورز امید دادند در به «در و دیوار زدن» و دشوار نوشتن تنها نیستم.// خب، با شیک نشان دادن ج. ظریف(برای چند آنی)، خ. رزم پا خواستند یک گوشه ای به دیگرانِ نه چندان شیک زده، و همچنین آن برنام(عنوان) را یواشکی جا بیاندازند. به مانند این است که تمام چینی های چینی فروشی را بشکنید تا به یک فنجان دست نیافتنی برسید.// گرامی، شما برنده نشان «طلا» هستید؛ چشم داشت این که یک راستای «مثلا» «گز»نده را تا آن جا نتکانید که همه ی آرد و انگبین و پسته اش بریزد.// راستی، مگر اینکه «پارودی» در «فارسی» کاربرد همگانی دارد، میشد از یکی از واژه/گزاره/«کلمه»های زیر یاری گرفت: « نقیضه»، «تقلید ناشیانه»، و یا خدای ناکرده اگر از واژه های پارسی خواستید، «دژمانش».
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/١١/٣٠
٠
٠
:))) یا مثلا ترسناک تر از ریشویی که برجامشو آتیش زدن روحانی ایه که قراره دو سال و خرده ای دیگه تحملش کنیم :/