بارالها
شعر طنز

بارالها

نویسنده : m_sadeghimood
بارالها مرا تعالی ده
به نداران توانِ مالی ده
هرکه دین را نموده ابزارش
چوب! نه! خوب گوشمالی ده
یال و کوپالِ شیرِمان دادی
لااقل روزیِ شغالی ده
عیدها فرشِ نو نمی‌خواهم
قوّت شستشوی قالی ده
گرچه دارم؛ ولی یکی بس نیست
سرِ پیری مرا عیالی ده
غم دوری یار سنگین است
لطف کن در همین حوالی ده
لذتش را شبیه سازی کن
توی رویا بده... خیالی ده
دشمنم را زمینِ گرم بزن
و رفیقان اهل حالی ده
در جوانی عذابمان دادی
رحمتت را میانسالی ده
بارها گفته ام «خیالی نیست...»
هست! داروی بی‌خیالی ده
بارالها مزاح فرمودم
نانِ خشکیدۀ حلالی ده
فارغ از انتخاب قافیه شو
هرکه را هرچه دوست داری ده
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.akbari
h.akbari
٩٧/١١/٠٩
٠
٠
سروده خودتون بود؟ عالی بود. احسنت
سیما کاشف
سیما کاشف
٩٧/١١/٠٩
٠
٠
:)))) خوب بود خوشمان آمد
notareal
notareal
٩٧/١١/٠٩
٠
٠
<ای خدایم هرکه او ماستمالی کرد . . . دلارهایش به این شاعر عالی ده> <هرکه از شمیران و فلان آباد گفت . . . من و این کابینه ی آشپزخانه دربست> < آمده درد تو کنیم چاره گوگول . . . شهرقصه یکجا حوالِ کابینش ده> <اگر که توفیقی شود و گل آقا . . . گوییم اش مارک مینو ندارد همتا>
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/١١/١٥
٠
٠
خوب بود
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/١١/٣٠
٠
٠
افرین :))) جالب بود
پربازدیدتریـــن ها