دوزِ احساس!
به خاطر تمام جیغ هایی که نزدم

دوزِ احساس!

نویسنده : نسیم پهلوان
هیچ‌وقت به دوز مناسب احساساتم دست نیافتم.
نمی‌دانستم چه وقتی باید بخندم یا چه وقت باید ذوق کنم. هنوز هم دقیق نمی‌دانم اما مسلما بیشتر از زمانی که نوجوان بودم می‌دانم. مثلا الان می‌دانم وقتی زن‌دایی در گیر و دار جهیزیه چیدن به سراغم آمده بود و دستمال‌های ربان‌دوزی شدۀ کارِ دست خودش را همچون الماس گران‌بهایی روی دستش گرفته بود و می‌گفت: «این‌ها را برای تو درست کرده‌ام» باید به جای آن جمله کوتاه «قشنگ هستند، دستتان درد نکند»، بیشتر ذوق می‌کردم. جیغ کوتاهی می‌کشیدم و زن‌دایی را در آغوش می‌گرفتم. خب شاید وقتی زن‌دایی دستمال‌هایش را نشانم می‌داد، توقع چیز بهتری را داشتم. هر چند همین‌ها هم که سال‌هاست دارم‌شان، زیبا هستند. اما مطمئنا این دستمال‌ها در آن برهه زمان بهترین هدیه دست‌دوز زن‌دایی بودند که با شوق برای من دوخته بود.
یا زمانی که دوستان مجازی‌ام  را برای اولین بار حضورا می‌دیدم باید بیشتر خوشحالی‌ام را بروز می‌دادم. شاید اگر موقع دیدارشان به هوا می‌پریدم حتی جذاب تر هم می‌شد؛ اما نهایتا با لبخندی خشنودی‌ام را نشان می‌دادم و هیچ وقت به قدر کافی موفق نبودم.
شاید عجیب به نظر برسد، اما هنوز دقیقا نمی‌دانم کجای جملۀ طرف مقابلم باید چشم‌هایم را گرد کنم و از تعجب بمیرم و کجایش فقط به بالا انداختن یک ابرویم اکتفا کنم.
گاهی حین شنیدن حرف‌های دوستانم فکر می‌کنم همه این کارها را انجام داده‌ام. ذوق کرده‌ام، خندیده‌ام و تعجب کرده‌ام. اما در نهایت متوجه می‌شوم تمام این‌ها فقط در مغزم شکل گرفته و من تمام مدت به صورتشان زل زده‌ام و در حرف‌های طرف مقابل غرق شده‌ام.
البته چند سال اخیر وضع بهتر شده. بیشتر سعی می‌کردم احساساتم را بروز دهم تا جایی که در مواردی حتی زیاده‌روی هم کردم. مثلا مطمئنم که دیدنِ کلیپس مشکی ساده به عنوان هدیه تولد از طرف برادرم جیغ کشیدن نداشت!
چیزی که مطمئن هستم این است که من هم مثل همه آدم‌ها خیلی خوشحال، خیلی ذوق‌زده، خیلی غمگین یا متعجب می‌شوم اما چون به صداقت و رک بودن رفتار مبتلا هستم و این مورد در ضمیر ناخودآگاهم نهادینه شده، نمی‌توانم به خوبی عکس العملی خیلی فراتر از احساسم را بروز دهم.
همه این‌ها را گفتم که بدانید اگر به اندازه کافی از دیدنتان، از گرفتن هدیه‌هایتان و از دعوت‌هایتان ذوق نکرده‌ام، اگر به خوبی تشکر نکرده‌ام و اگر جیغ نکشیده‌ام، فقط برای این بوده که دوز دقیق بروز احساسم را نمی‌دانسته‌ام. مرا ببخشید!
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
٩٧/١٠/٢٧
١
١
تجربه نشون داده خودت باشی بهتره چون مثلا یجا برا بقول خودت کلیپس مشکی ساده نشون میدی ذوق کردی ولی یجا دیگه یادت میره یا حسش نیست یا هر چی... بعد بقیه تعبیر میکنن ازین حرکتت طبیعتا
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١٠/٢٨
١
٠
هوووم خودم باشم بهتره.. اما چقدر بد که خود واقعیم اینقدر بی ذوقه :| بقیه اذیت میشن! مثلا این مورد که وقتی بچه های کوچولو رو میبینی باید قربون صدقشون بری و ذوقتو بروز بدی جدیدنا باهاش کنار اومدم قبلنا بچه کوچولوها با چوب خشک برام فرقی نداشتن :/
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/١١/٠٧
٠
٠
منم اینجوریم....☹
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/١٠/٢٧
٢
٠
گوزل دی ........عالی ...موفق باشید
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١٠/٢٨
٠
٠
ممنون که مطالبم رو میخونید.. شمام موفق باشید :)
سیما کاشف
سیما کاشف
٩٧/١٠/٢٧
١
٠
واقعا چقدر سخته ک آدم بدونه به هرکس و هر اتفاقی چجوری و چقدر باید واکنش نشون بده. من شده یه کاری کردم، گفتن داری الکی خوشحالی میکنی یا مثلا از این اتفاق اونقدی که نشون میدی، ناراحت و متاسف نیستی :||| یهنی فقط هم به تو مربوط نیس، مشکل گاهی از بقیه س. مطلب قشنگی بود. همیشه موفق باشی
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١٠/٢٨
٠
٠
متشکرم که برای خوندن مطلبم وقت گذاشتید.. آره شاید مشکل بقیه ست که خیلی احساساتشونو بروز میدن خخ
k_kawiri
k_kawiri
٩٧/١٠/٢٧
١
٠
مسئلۀ مهمی رو اشاره کردین.کاش بهمون یاد میدادن.هرچند که بعید میدونم یاد دادنی-یادگرفتنی باشه این چیزا. باید تجربه کرد.
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١٠/٢٨
٠
٠
نمیدونم.. منم بهش فکر کردم ولی احتمال میدم زندگی توی خانواده ای که به احساسات ریز و درشتت اهمیت بدن و ازت بخوان در مورد همه چیز احساس و نظرت رو ابراز کنی خیلی توی این قضیه موثر باشه.. من چون توی یه خونواده شلوغ بزرگ شدم والدینم زیاد برای این چیزا وقت نداشتن :)
k_kawiri
k_kawiri
٩٧/١٠/٢٨
١
٠
عه راستی این مطلبتون تو روزنامه خراسان چاپ شد :)))))) خوشبحالتون
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١٠/٢٨
٠
٠
عه پس خوش به حالم :)) ممنون که خوندیدش دوست عزیز :)
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٧/١٠/٢٨
١
٠
همین که آدم خودش باشه از همه‌چیز بهتره، مصنوعی که بشه شاید طرف مقابل متوجه نشه اما خود آدم از نقشی که بازی میکنه یه روز متنفر میشه
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١٠/٢٨
٠
٠
بله خیلی درسته.. متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب رفائی نیای عزیز :)
b_noori
b_noori
٩٧/١٠/٢٨
١
١
نسیم جان، تبریک بابت مطلب خوبت، این چیزی که نوستی دغدغه خیلی ها از جمله خود منم هست! شاید باید تو مدرسه یه کلاس انتقال صحیح احساس هم داشتیم. از همون پایه اول دبستان تا سال آخر دبیرستان، مطمئنم خیلی بیشتر از دروس عمومی و پایه تو زندگی بهمون کمک می کرد! دوستان حداقل شما یه چیزی به مدیر سایت جیم بگید! من نمیتونم وارد حساب کاربریم بشم، چند ماهه، هر چقدرم که میگم کسی گوشش بدهکار نیست، میخوام به نشانه اعتراض با پلاکارد بیام جلوی در ساختمون جیمف از ما گفتن بودا... زودتر یه فکری بکنید برای رمز عبور من لطفا خواهشا....
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١٠/٢٨
١
٠
ممنون بابت کامنتت نوری جان هر چند که فقط خط اولش مربوط به من بود خخخ فکر میکنم سالهای دبستان و دبیرستان مزخرف ترین سالهای عمر ماست .. که فقط عمرمون رو توش تلف میکنیم و به جز ده درصد دروسی که یاد میگیریم بقیه ش کارایی ندارن تو زندگیمون.. برای اکانتت هم با سیستم دیگه امتحان کن.. کش مرورگرت رو پاک کن و مجددا امتحان کن.. اگه اوکی نشد یه اکانت جدید بساز خب! :)
sinavahedi
sinavahedi
٩٧/١٠/٢٨
١
٠
سلام! تقریبا 3 ماه و 2 ماه پیش برای ایمیل یاهویی که در سایت برامون گذاشتید، 2بار پسورد جدید ارسال کردیم، با این حال بازم براتون پیامک خواهد شد! در خدمتیم :)
javad_ghf
javad_ghf
٩٧/١٠/٢٨
١
٠
خعلی دیگه جالب.موفق باشید
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١٠/٢٨
٠
٠
خعلی دیگه ممنون :) مؤید باشید .
mahshid2
mahshid2
٩٧/١٠/٣٠
١
٠
سلااامممم . من دقیقا برعکس شم هستم !!! همیشه به تمام وقایع دو برابر عکس العمل نشون میدم ... نمیدونم این دقیقا عکس العمل درونیمه یا دو برابرشه ... ولی خب شاید از نظر دیگران عجیب غریب به نظر بیام ولی نمیتونم کاریش بکنم ... بار ها سعی کردم وقتی یه اتفاق مثلا بدی میوفته اینقدر گریه نکنم یا وقتی یه اتفاق خوب میوفته اینقدر باهاش بالا پایین نپرم .... با اینحال تقریبا هر دفعه به همین منوال میگذره و من نمیتونم متوقفش بکنم ....ممنون از این مطلب
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١١/٠١
٠
٠
سلام :) پیشنهاد من اینه که روی اون قسمت گریه کردن در وقت ناراحتیتون کار کنید که در حد نرمال باشه.. شادیتون زیاد باشه ایراد نداره ! خواهش میکنم .. ممنون از شما که وقت گذاشتید برای این مطلب ..موفقیات :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/١١/٠١
١
٠
اگه قرار بر این بود که واکنش های احساسی نشون بدین ، یه باقی اشخاص نمی تونستین هی بگین «جلف» ! :)) خیلی خوب بود ، موفق باشید
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١١/٠١
٠
٠
خخخ وای اول متوجه کامنتتون نشدم..ممنون که وقت گذاشتید :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/١١/٠٧
٠
٠
سلام... من براتون پیام گذاشتم ولی براتون گذاشته نشد... کار داشتم باهاتون...
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١١/٠٧
٠
٠
سلام.. کارتون رو بفرمائید؟
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/١١/٠٨
٠
٠
کلمات را  در جوهر تخیل میلغزانم و بر کاغذ مجاز میرقصانم ؛ نمیشه کامنت گذاشت چرا?
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١١/٠٨
٠
٠
نمیدونم والا.. خلوص نیت ندارید شاید :).. مجددا تلاش کنید.. چت انلاین هم فعاله اگر کامنت گذاشتن براتون مشکله.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/١١/٠٨
٠
٠
کجا فعاله?
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/١١/٠٨
٠
٠
فکر میکنم مشکل شما اینه که میخواید برای اولین پست کامنت بذارید در حالیکه من کامنت گذاشتن برای اولین پست رو غیر فعال کردم.. اما اگه زیر بقیه پست ها هم نمیتونید کامنت بذارید این عکسا رو ببینید..yon.ir/eABu2 ____yon.ir/GGuhG _______ و اگه بازم نتونستید آتیش روشن کنید و با دود پیغام بدید :/
لیلی
لیلی
٩٧/١١/٢٥
٠
٠
میبخشمت به شرطی ک دفعه اخرت باشه عصبی بازی درمیاری.
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/١١/٣٠
٠
٠
:///
لیلی
لیلی
٩٧/١٢/٠٦
٠
٠
👹😈
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٨/٠١/٣١
١
٠
این مطلبتو اون موقع تو هفته نامه خوندم ولی اونجا جای نظر نداشت که!!!!!!! داشتم به ذهنم فشار میاوردم یادم بیاد وقتی اولین بار همو دیدیم چه عکس العملی نشون دادی؟؟؟؟
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٨/٠٢/١١
٠
٠
خندیدم و بغلت کردم ؛ فکر میکنم عکس العمل نُرمالی بود.. ولی بازم جای کار داشت خخ مرسی که هستی و مطالبمو میخونی جانم :)