طعنه زند به آهوان
شعری سروده خودم

طعنه زند به آهوان

نویسنده : سجاد رفائی نیا
طعنه زند به آهوان، چشم خمار ناز تو
می‌کشدم به شهر عشق، نگاه دلنواز تو
سرو خجل ز قامتت، ای مه ده چهار من
کوه به لرزه آمده، زان قد سرفراز تو
عقل ز سر پراند آن خنده روی لب تو
روز به روز فزون شود، در دل من نیاز تو
عمر به گوشه‌گیری و سکون دل گذر شدی
در عجبم کنون چطور، رقص کند به ساز تو
کفر اگر نبود تو را، خدای خویش خواندمی
شک به یقین بدل کند؛ معجزه حجاز تو
نیست کسی برای تو، نه در زمین نه آسمان
چو من به جولانگه عشق؛ سوار یکّه‌تاز تو
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/١٢/١٤
٠
٠
زیبا بود ...تقدیم به نگاه سبزتان 💖💖💖
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٧/١٢/٢١
٠
٠
متشکر از لطفتون😊🙏🏻
پربازدیدتریـــن ها