Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48 جیم - پایان زیبا www.jeem.ir
پایان زیبا
اگر می‌توانستم انتخاب کنم که چطور بمیرم

پایان زیبا

نویسنده : Mahyar_Davari
اگر می‌توانستم انتخاب کنم که چطور بمیرم، دلم می‌خواست یک شب روی قایقی کوچک، رها شده در میان آبهای اقیانوس آرام، دراز بکشم درست زمانی که ماه نقره‌ای درخشان ترین حالت ممکنش را در آسمان دارد و انعکاس ستاره‌ها سطح آب‌های بی‌کران را روشن کرده.
بدون این که دیگه نگران چیزی یا کسی باشم. بدون این که دیگه دغدغه‌ای داشته باشم، فقط به آسمان نگاه کنم و عطر خوب اقیانوس و هوای خنک شناور روی آب‌ها را استشمام کنم. نه نگران فردایی باشم که نمی‌بینم، نه غمگین برای لحظاتی که دوباره تجربه نمی‌کنم.
فقط توی قایقم به خاطرات خوبم فکر کنم. به کودکی‌هایم، به مادرم، به روزهایی که با لذت گذشتند. به پاییز و باران و قرارهای ملاقاتم با دوستانم. به تابستان و آب تنی‌های دیوانه‌وار و حس سرد و وسوسه کنندۀ لمس آب و صدای قهقهه‌هایی که حتما در آن لحظه به خوبی خواهم توانست دوباره بشنوم.
به کتاب‌های داستانی فکر کنم که اولین بار برایم خریدند. و لذت وصف‌ناپذیر خیالبافی‌های کودکانه‌ام. اولین روز مدرسه را به یاد بیاورم. آن ترس تنها شدن، شاید اولین معلمم و حتما شیطنت‌های بی‌شماری که با دوستانم داشتیم. از یادآوری‌شان، لبخند بزرگی روی صورتم نقش ببندد. خودم را ببینم که روی نیمکت نشسته‌ام و بی‌توجه به درس و در حالی که از گرمای کلاس لذت می‌برم، به غروب زمستان نگاه می‌کنم که از پشت پنجرۀ کوچک کلاس پیداست. راهروهای مدرسه و زنگ آخر و اشتیاقمان برای سریع بیرون رفتن.
پله‌های سنگی و آسمآن برفی که رو به سرخی می‌رود. دختری را که دوستش داشتم، به یاد خواهم آورد و سعی می‌کنم دوباره آن احساس خوب را برای حتی یک ثانیه در قلبم پیدا کنم و آن لحظه ضربان قلب سبز و قدیمی من بیشتر و بیشتر خواهد شد. سعی می‌کنم گرمای دست‌هایش را به خاطر بیاورم و و لذت فشار دادن انگشت‌هایش میان دستم...
خاطراتمان... اما به قسمت‌های تلخش فکر نمی‌کنم. من تمام عمر فرصت این را داشتم که به خاطرات تلخ فکر کنم. غم و غصه‌ها همیشه آماده هجوم آوردن به من بودند، اما آن شب فقط متعلق به من است. و هیچی نمی‌تواند من رل ناراحت کند. آن شب من تماما برای خودم هستم. تنها برای خودم.
و زیباترین چیزها را به خاطر خواهم آورد. زیباترین خاطراتم. و سعی کنم شب خاطره‌انگیزی را به یاد بیارم. شاید تصویری از زمان شام و چهره مادر و پدرم را تجسم کنم و حرف‌هایشان را، و تلاش کنم صدایشان را دوباره توی سرم بشنوم. و به این فکر کنم که لحظات کوچکی که با هم داشتیم، تنها معنی درست خوشبختی بود.
و در آخر، شاید وقتی که نسیم اقیانوس دست‌های نرمش را روی پوستم صورتم می‌کشد ،آهنگ‌های محبوبم را زیر لب زمزمه کنم و به این فکر نکنم که صاحبان این صداها حالا کجا هستند. مطمئنم توی قایق دستمالی نخواهم داشت. اما اگر اشک‌هایم سرازیر شدند، با خوشحالی به آن‌ها اجازه می‌دهم...
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٧/١١/٢٥
٠
٠
میتونی! خیلی وقته ابداع شده خودکشی
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/١١/٣٠
٠
٠
«بدون این که دیگه» بدون این که دیگر درسته / «فقط توی قایقم به خاطرات خوبم فکر کنم» به جای توی از «در» استفاده بشه بهتره. با چیزایی که توصیف کردین خب خوب بود ولی عظمت خود اقیانوس اونقدر ترسناک هست که من به شخصه ببینم وسط اقیانوسم سکته میکنم میمیرم :/
پربازدیدتریـــن ها