قایق کاغذی
شعری سروده خودم

قایق کاغذی

نویسنده : setareh_roshan947
قایق کاغذی‌ام دل به دریا زده است
در مسیرش همه جا  نم غوغا زده است
قصۀ زندگی‌ام زرد شده سرخ شده 
ناقل قصه خودش خنده به دنیا زده است
دست ویرانگرِ سیلابِ حوادث‌ها هم
از  مسیر گذرش رد شده و سر زده است
آخر ای غافل‌ترین مادر آبستن درد!
کودک‌ات از غم تو عاقبت جا زده است
کل دارایی این چینی بند زده و بِشکسته
قایق کاغذیِ خیس و تیمار زده است
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/١٠/٢١
٠
٠
نسبت به شعر پیش تری که منتشر کرده بودین (پاییز) خیلی پیشرفت داشتین و بهتر شدین ، مرحبا ! ولی متاسفانه دوباره گاهاً به قافیه بی توجهی داشتین ، ابیات سوم و پنجم (آخر) با دیگر ابیات قافیه مشترک ندارند . بایستی توجه داشته باشین در قالب غزل مصرع نخست باید با تمام مصرع های زوج هم قافیه باشه ‌. قافیه غزل تون «دریا» و ردیف-ش «زده است» هست و ردیف رو به درستی تا انتهای شعر در مصرع های زوج تکرار کردین ، ولی قافیه رو که باید پیش از ردیف می آوردین در ابیاتی که ذکر شد (سوم و پنجم) فراموش کردین . در قافیه این غزل کافیه مصوت بلند «آ» (الفـی که صدای آ بده ، یا به عبارتی انتهای کلمه بیاد) در انتهای کلمه ی پیش از ردیف تکرار بشه . هم قافیه با «دریا» : غوغا ، سرما ، تنها ، امّا ، پا ، ما و ... . هر چی بیشتر شعر بخونین بهتر و بهتر میشین و انشاءاللّه چه در کلام ، چه مفهوم و وزن و دیگر قواعد شعری پیشرفت می کنین . توصیه آخر اینکه قالب شعری تون رو مشخص کنین و روی همون قالب شعر بگین ، به نظرم الان توی قالب غزل خوب بودین ‌. راستی ! بیت چهارم هم خیلی زیبا بود و در مجموع شعر خوبی بود :) منتظر اشعار بعدی تون هستم ، موفق باشید
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٧/١٠/٢٨
٠
٠
سلام.ممنون از توضیحات خوب و بجاتون.کلا عالی نقد میکنید:) نقداتون به دل میشینه.بله گاها در قافیه ها بی دقتی میکنم :/ که خب این بی دقتی نشات گرفته از دامنه لغاتمه که وسیع نیست و وقتی قفل کنم رو یه کلمه ول کنش نمیشم:/ و هم اینکه وقتی بخوام قافیه هامو جفت و جور تر از این که هست کنم حس میکنم از معنی و مفهومی که میخوام برسونم فاصله میگیرم و خب خوشم نمیاد :/// اما سعی میکنم حلش کنم انشاالله.چشم سعی میکنم قالب غزل رو بیشتر کار کنم تا قوی تر شم :) سپپپپاسسسسس و باز هم سپاس :) سلامت باشید و شما هم موفق باشید:)
notareal
notareal
٩٧/١٠/٢٤
٠
٠
درود گرامی، روزگار به کام تان ست، امید دارم.// «در مسیرش همه جا نم غوغا زده است»، مانند انگاریِ خوش ریخت و (خوش)نشینی ست؛ سپاس.// رخصت که یادآوری کنم، با ارج داشت از شما، در چامه چالش آور و پیشروی تان، مباد که «حوادث‌ها» به کار گیرید، که «حوادث‌» خود همباریش(جمع) «حادثه» است.
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٧/١٠/٢٨
٠
٠
سلام.چه خوب که یک خوش ریخت و نشین به دلتان نشسته:) در اینکه حوادث جمع حادثه است شکی نیست اما اون «ها» رو بیشتر برای زیبایی و توازن مصرع با مصرع های دیگر اوردم. سعی میکنم از این پس بپرهیزم از این قسم کارها:) سپاس فراوان.
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/١٠/٣٠
٠
٠
گوزل دی ...زیبا بود ...
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٧/١١/٠٣
٠
٠
سپاس🙏🙏🙏
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/١٠/٣٠
٠
٠
افرین ستاره جان. وزن شعرت تو بعضی مصرع ها به هم ریخته بود مثلا «در مسیرش همه جا نم غوغا زده است» یک چیزی کم داشت انگار یا برعکس مصرع «کل دارایی این چینی بند زده و بِشکسته» اضافی داشت و وزنش نمیخوند . اینجور ظریف کاریا اگر رعایت بشه شعرهات از اینم زیباتر میشه ؛)
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٧/١١/٠٣
٠
٠
سلام ممنون از راهنمایی هاتون.چشم.حتما سعی میکنم یکم بیشتر دقت داشته باشم رو این ضریف کاری ها که فرمودین.سپاش😍😘😘
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/١١/٣٠
٠
٠
قربونت :)
پربازدیدتریـــن ها