آدم در زندگی یا باید نیمکت‌نشین باشد و پتو را بکشد روی ساق‌هایش و از تماشای بازی لذت ببرد، یا اینکه برود توی زمین و تا  آخرین رمق بدود.

از همان دقیقه یک بازی به تو گفتند که بروی گوشه زمین و گرم کنی برای بازی. و تو نود دقیقه‌ی تمام بی‌اینکه حتی یک نفر تماشایت کند، به تنت کش دادی و آرام دویدی به این امید که بالاخره کسی تعویض می‌شود و تو جایش را می‌گیری. در همین فکرها بودی که ناگهان داور سوت پایان را دمید و تمام. در همین لحظه است که  همه رویاهای گل زنی‌ات از همان سوراخ سوت بیرون می‌زند و می‌شود باد هوا. می‌دانی، امید واهی دادن به کسی از نشاندنش روی نیمکت خیلی زجرآورتر است. یکی این را حالی زندگی بکند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٧/٠٩/١٥
٠
٠
صحیح.ولی روزگار نه گوش داره نه چشم. پس نمیشه چیزی رو حالیش کرد شاید بهترین راه این باشه که یا بیخیال شی یا بری سمت یه خیال دیگه که واهی نباشه
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٩/١٧
٠
٠
سلام .گاها باید سکوت کرد و تحمل نمود ...روزگاره دیگه ‌.‌.‌‌‌موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها