من یا هر کس دیگری
عشق و قدرت روح را دریابید

من یا هر کس دیگری

نویسنده : a_azizollah

عزیزانم! روح (یا هر نامی که برای آن برمی‌گزینید) را همیشه اصل بدانید. چرا که روح آدمی آنقدر گسترده است و لایه‌های پنهان دارد که کافی‌ست مجالی برای بروز به آن‌ها داده شود تا حجم عجیبی از حرفها و توانایی‌هایی را ببینید که پیش از این برایتان قابل تصور نبود. درباره خودم باید بگویم نوشتن برایم سخت‌ترین کار است اما هنگامی که به دست روح ناآرامم سپرده می‌شود، بدون ذره‌ای تامل و فشار کوششی به انجام می‌رسد و سخنانی از دست من بر صفحه کاغذ ریخته می‌شود که برای خودم نیز قابل باور نیست. پس روحتان را آزاد کنید و از بند تن رهایی‌اش ببخشید و به توانایی‌هایش ایمان داشته باشید. باور این موضوع و ایمان به آن، قدری دشوار است اما بیایید قبل از اینکه با تجربه‌ای تلخ به آن دست یابید آن را پذیرا باشید و خود را از دنیایی گسترده و شگرف محروم نکنید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
نازنین زهرا
نازنین زهرا
٩٧/٠٩/١١
١
٠
آدم هرچی بیشتر بنویسه راحت تر جرئت میکنه که بره سمت چیزهای جدیدتر
notareal
notareal
٩٧/٠٩/١١
٠
٠
درود گرامی، خشنود و سپاس گزارم از بازبینی نوشته گفتمان برانگیزتان.// «ٰیا هر نامی که برای آن برمی‌گزینید»، رخصت که «نامی» را با «نام هایی» جای گزین نماییم، تا از میانِ مِه فشرده، دورنما به «گوارش نما»(هضم نما) بدل گردد. گزاره درون پرانتزهای تان، از این دیدگاه، کلید تودرتوی گفتارتان ست.// آدمیان در انجمن های بس سهشی(احساسی) و فراراستینه ای گرا(خوانید «ماورای طبیعت/ی») زود می یازند(قصد می کنند، شال و کلاه می کنند به سوی / برای) به دست نایافتنی - «روح» در راستای نوشتار شما. هرچه انجمن ها بیشتر دانش آسه(محور) و پیش روتر باشد، بیشتر دانش بینش آورده، فراراستینه ای به سرزمین داستان و چامه سرایی و سروادیک(شاعرانه) از پشت به پیش تازد(عقب نشینی کند).// «نام ها» / «برنام ها»یی(عنوان{هایی}) چون هوش، آموزش و پرورش، بده بستان های گسترده دیدمانی / گفتمانی / شنیداری / هنری / و «اَد این فینتم»(ad infinitum، و تا بی کران - گرچه بی کران فیزیکی که خود کران مندست) در پشت آنی ست که شما «روح» خوانید. شما نیک می نویسید چون رهنورد جاده های بالا بوده، و هرچه بیشنر پیمودید(نوشتید) بهتر و گسترده شده نویسه هاتان(متن ها{تان})، آن را به پای «روح» نگذارید. (پی گیری در زیر:)
notareal
notareal
٩٧/٠٩/١١
٠
٠
اِلمانی که در راستای آن کلک فرسایی(قلم فرسایی) کنید، بسیاری در پیِ بازکردن آنند - برخی گویند چون آدمی اِلمانی کمیایی(شیمیایی) باشد، «روح» برآمد کنش و واکنش هایی از این دست است. گروهی دیگر چون فروید و یونگ(به ویژه یونگ)، آن را به سایکی(ٰpsyche، قوای دماغی{که سایه «روح» در آن توان دید}) پیوند دهند؛ گرچه، گروه داوری(هییت منصفه) هنوز که هنوزست به جایگاه خود باز نگشته تا رآی پایانی دهد. همین نبود بی چون و چرایی(عدم قاطعییت) بازار «روح» فروش را روی سپید گرده - به ویژه در انجمن های «خرافه» گرا.// آری، سایکی آدمیان نشان(اثر) گذارست، گرچه نه به گونه ای که شما آورید. پس «یا هر نامی» دیگرتان را بس با آن هم رآی ام، که واژه «روح» ، این گونه که آمده، بس از من و تو بی خانه ترست. <با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل . . . چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است>(خیام بزرگ).
لیلی
لیلی
٩٧/٠٩/١٥
٠
٠
البته استعداد هم خوب چیزیه، روح و ذهن وقتی بهت کمک میکنه بنویسی که استعداد داشته باشی وگرنه کپی کاری رو همه بلدن
پربازدیدتریـــن ها