خوابگه
اندر مصائب زندگی خوابگاهی - قسمت یک

خوابگه

نویسنده : مرضیه زندیه
در راستای سال تحصیلی جدید و از آنجا که بخشی از عزیزان جوان‌مان امسال دانشجوی خوابگاهی خواهند بود و احتمالا بهترین خاطرات چهارساله جوانی‌شان رقم خواهد خورد تصمیم گرفتم راجع به خوابگاه و خاطرات و ویژگی‌های آن برایتان بگویم.
اصولا خوابگاه با ترکیبی که از آن نام می‌برند همخوانی ندارد. یعنی نمی توانید آن را جایی برای خوابیدن و آرامش یا کمال طلبی و خرخوانی به حساب بیاورید. خوابگاه جایی است که چوب کبریت نیم‌سوخته شما روی گاز برای فرد بعدی جا گذاشته می‌شود تا بتواند زیر کتری عزیزش را با کمک شعله بغل دستی روشن کند. و از آنجا که کبریت یا فندک جزو اموال شخصی و گران‌بهای یک دانشجو به کار می‌رود هیچ‌گاه این ریسک را نمی‌کند که آن را با خودش به آشپزخانه ببرد و جایی بگذارد که به محض برگرداندن سر ناپدید بشود. و در باب کتری باید بگویم این وسیله حکم ناموستان را دارد! پس آن را روی شعله جا نگذارید تا انقدر بجوشد که آب آن فنا برود و کف آن به قدر یک کف دست سوراخ بشود! همیشه مثل یک شیر بالای سر ناموستان بایستید و به محض به جوش آمدن، آن را با دستگیره‌ای که محکم توی دستتان نگه داشته اید (چون اگر جایی گذاشته شده باشد آن هم در کسری از ثانیه ناپدید خواهد شد) یا با کمک آستین پلیور نرم و گرم‌تان به اتاق ببرید. و اما قوری! قوری آن عزیز نازنین گل سرخی، آن جهیزیه مادری که اگر مراقبش نباشید، هم‌اتاقی مهربانتان به جای نشستن روی لبه شوفاژ روی آن فرود آمده و لوله قوری را به فنا می‌دهد. از آنجا که قوری به لحاظ جنس از کتری شکستنی‌تر است، آن را در دورترین ارتفاع و دور از دسترس اطفال خوابگاه نگهدارید.
خوابگاه جایی است که مدت زمان منطقی برای آن که غذایی آمده بشود نیم ساعت تا چهل دقیقه است، چون اغلب دیده شده که دوستان دانشجو (مخصوصا از نوع درس‌خوان و نابلد در آشپزی) با قرار دادن کنسرو لوبیا یا ماهی‌شان توی آبجوش و رها کردن آن در آشپزخانه در مدت زمان بیشتر این بازه زمانی، در حالت خوشبینانه، وقتی به آشپزخانه برگشته‌اند با صحنه زیبا و دلخراش شهید شدن کنسرو بیچاره به سقف که دیوار آشپزخانه چسبیده و دیگر پایین هم نیامده روبرو شده‌اند! واما در حالت بدبینانه‌اش اغلب بدین صورت اتفاق می‌افتد که شما با خون دل و صرف کردن زمانی بیش از یک ساعت قابلمه غذایتان را به حالت «دم» روی شعله گذاشته و راهی اتاقتان می‌شوید و وقتی برمی‌گردید اثری از قابلمه نمی‌یابید! (این حالت بیشتر اوقات در خوابگاههای برادران رخ می‌دهد) در نتیجه نه تنها از غذایتان، بلکه از ظروفتان اعم از قابلمه، کتری، دربازکن، کاسه‌های قشنگ و بشقاب‌های نازنینتان هم مثل یک سرباز محافظت کنید؛ در غیر این صورت و جاماندن کوچک‌ترین قطعه‌ای از جهیزیه دانشجویی‌تان، باید در کیسه ظروف جامانده و گمشده‌ای که نظافتچی بندۀ خدا از روی سینک و آب چکان و جاهای دیگر آشپزخانه جمع می‌کند دنبالشان بگردید یا در حالت بدتر به طرز مشکوکی ناپدید خواهند شد.
خوابگاه جایی است که شما بعد از ساعت یازده شب علی الخصوص در شب‌های امتحان، شاهد مراسم رقص کردی، لری، آذری یا سایر مراسم‌ها در اتاق بغلی هستید. جایی که هم‌زبان‌های عزیزِ زادگاه پدری‌تان در ساعات خلوت علی‌الخصوص بعدازظهر یا شب همدیگر را با لهجه شیرین کردی شان صدا می‌زنند. (که البته باید در کمال صداقت بگویم یکی از شیرین‌ترین، مهربان‌ترین و خنده‌روترین هم خوابگاهی هایم همین عزیزان بوده و هستند.)
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
amineh_hz
amineh_hz
٩٧/٠٨/٢٦
٣
٠
و چه خوب خاطراتت را گفتی که حال زندگی ماست
Sima Kashef
Sima Kashef
٩٧/٠٨/٢٦
٣
٠
زندگی خوابگاهی بابای آدمو در میاره واقعا
YaseenNateghi
YaseenNateghi
٩٧/٠٨/٢٦
٣
٠
مطلب مفید و جذابی بود. انتخاب خوابگاهی شدن یا نشدن، انتخاب مهمیه. سبک زندگی آدم رو میتونه صدوهشتاد درجه تغییر بده. آدم سالم رو سیگاری و داغون کنه یا برعکس، باعث پیشرفت و رشد بشه. / مطلب یه قدری طولانی بود، به همین دلیل دو قسمتی منتشر خواهد شد. ان‌شاءالله پنجشنبه، یکم آذر قسمت بعدیش منتشر میشه. / ممنون
پربازدیدتریـــن ها