ماهِ قد بلندِ من .‌.
شعری سروده ی خودم

ماهِ قد بلندِ من .‌.

نویسنده : Z shakeri

مگر من در تمام عمر خود اصلا توان دارم

که از رویای هرشب با تو بودن دست بردارم؟

کمی با مهربانی آشنا کن چشم‌هایت را

نگاه بی‌تفاوت می‌دهد هر لحظه آزارم...

از آنجایی که شعرم از نگاه تو پدید آمد

به چشمان تو تا پایان عمرم هم بدهکارم...

و هرشب قد بلندی می‌کنم تا امن آغوشت

تو ماهی و بلندایت مرا کرده‌است وادارم...

زمان امتحان هندسه در برگه‌ام دیدم

که نقش چشم‌هایت را کشیده باز پرگارم!

نمی‌دانم بگویم یا نگویم عاقبت این را

که من تا بی‌نهایت، بی‌نهایت دوستت دارم...

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٨/٠٣
٠
٠
زیبا بود
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/٠٨/٠٤
٠
٠
مثل همیشه خوب بود ، موفق باشید
notareal
notareal
٩٧/٠٨/١٦
٠
٠
۴ آبان، روز زادروزتان بسا خجسته باد - با دیرکرد و شرمنده گی./// برگی پاییزیی سروده ی این مهرورز از برای زادروزتان: «آبان»، فرتابی از چامه ی "October" از Robert Frost.///< آه روز آرام نیمه خوابِ آبان ی، . . . برگ هایت رسیده برای ریختن ها؛ > < وزش فردا، اگر پرخروش باشد، . . . همه را برباد خواهد داد. > < جیغ زاج ها برفراز همهمه ی بیشه؛ . . . پر گشوده شاید فردا دور گردند. > < آه روز آرام نیمه خوابِ آبان ی، . . . ساعت این روز آغاز کن آهسته. > < دل ها خو ندارند چون به فریب، . . . بفریب مان همان گونه که می دانی. > < برگِ زردی رها چو روز شکند؛ . . . برگِ دیگر به گاهِ نیم روزان؛ > < اولی از درختان ما باشد، . . . دیگری از دور دورترها. > < خورشید بپوشانش با مِه ای نیمه؛ . . . دشت رنگین به یاقوت ارغانی؛ . . . همه آرام، به آرامی. > < مباد خوشه های انگور، همه گر، . . . برگ ها سوخته از شبنمِ زده یخ، > < و دانه های آرمیده درهم همه گم- . . . پاس دار خوشه ها بر سر دیوار. >
پربازدیدتریـــن ها