قلمرو حکومت
وقتی می دانی تمامش سهم توست

قلمرو حکومت

نویسنده : نسیم پهلوان
 سال‌ها در محله نسبتا خوبی زندگی می‌کردیم، اما وقتی موفق شدیم در همان محله خانه‌ای بخریم، در پوست خود نمی‌گنجیدم. خاطرم هست آنقدر ذوق داشتم که وقتی خانه را دیدم به گوش شنوای آن روزهایم تلفن زدم و گفتم: «خانه نیست. قصر است!» من به خانه 110 متری دو خوابی که قرار بود میزبان خانواده هشت نفره‌مان باشد لقب قصر دادم. البته که خانه زیبا و خوبی‌ست و هنوز بعد از این همه سال قدیمی و از مد افتاده نشده است و مادرم هنوز هم برای فروشش و کوچ به محله بالاتر مردد است، اما حرفم چیز دیگری‌ست. من پیش از خریدش در خانه‌های مشابه زندگی کرده بودم و در آن محله بزرگ شده بودم و هیچ چیز این خانه آنقدر متفاوت نبود که قصرش بخوانم، جز همان حس مالکیت مطلق. این که بدانی آنچه را داری برای خودِ خود توست؛ که قرار نیست موقتی باشد؛ که همیشگی است و ماندگار. لذت بخش است.
آدم‌ها هم همین‌اند. تو، آن را که از بودن و ماندنش مطمئن هستی می‌پرستی و با اویی که در ماندنش تردید داری فقط وقت می‌گذرانی. آن‌چه در قلمرو حکومتت و در حیطه مالکیتت باشد برایت شیرین و گواراست. اگر خانه است برایت قصر می‌شود و آرام‌ترین نقطه دنیا. اگر آدم است، فرشته می‌شود و بانی آرامش. اگر هر چیز دیگری‌ست، بهترینش می‌شود برای تو که می‌دانی تمامش سهم توست.
فرضش هم شیرین است که کسی باشد که قلبش را تسخیر کرده باشی و بر سرزمین وجودش حکومت کنی، که هر شب در گوشش نجوا کنی: «تو مال من هستی.» قلبت پایتخت این حکومت است و تنت قلمرو من است.
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٨/٢٧
٠
٠
زبان قاصره در تعریف متن زیبایی که نوشته، لذا فقط میگم: فوق العاده بود :))
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٩/٠٤
٠
٠
چاکرتم .. عیدت مبارک :)
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٨/٣٠
٠
٠
قلمتون عالیه، فقط جسارتا حس تملک(اگر واقعی باشد) نسبت به اشخاص و دیگران(هرکسی) نمیتواند باعث افتخار باشد، اگر منظور تملک بر چندده‌کیلوگرم کالبد نباتی‌ست کسر شانی برای اوست و مالک، و اگر منظور تصرف بر روح است که باز بدتر، ممکن نیست؛ اگر تصور مالکیت بی‌اختیار را دارید ممکن نیست، چون تنها دارایی پایدار و همیشگی آدم که تا ابد همراهشه روانش ‌است که قابل بخشش هم نیست، پس فرض دوم یعنی مالکیت اختیاری( هبه‌کردن) هم غیرممکن میشه.(حتی اگر پاسخ این باشد که شخصی با علم براینکه قدرت بخشش جانش را ندارد، مدعی باشد که به‌ انتخاب خود اختیارِ احساسات و عواطف(و روحش) را در کف دیگری گذاشته، نشان می‌دهد (آن‌چیز) در اختیار مطلق اوست
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٩/٠٤
٠
٠
تا حالا ندیده بودم این مدلی کامنت بدید .. نظر هر کسی قابل احترامه.. ممنون که وقت گذاشتید.. عیدتون مبارک :)
پربازدیدتریـــن ها