اندر احوالات قانون بقای مسولیت
در دنیای بازنشسته‌ها ساعت چند است؟

اندر احوالات قانون بقای مسولیت

نویسنده : pim.he
24 آبان‌ماه در تقویم سیاسی ایران روز تسویه خون دولت است. روزی که قرار است 17 استاندار و چند شهردار کلان شهر و ظاهرا رئیس دفتر رئیس جمهور به دلیل بازنشستگی از کار برکنار شوند. 24 آبان پنجشنبه است، به همین دلیل قصد داریم برایتان از حال و هوای مدیرانی بگویم که مشمول این قانون می‌شوند.
اول با خودم فکر کردم که این مسولین آخر هفته غمگینی خواهند داشت. ساعت یک ظهر با ناراحتی و اشک میز مدیریتی خود را ترک می‌کنند. موقع خروج، پای خودشان را روی زمین می‌کشند، زار زار اشک می‌ریزند و به این فکر می‌کنند که شنبه خود را چه طوری شروع کنند. دیگر نه از تماس خبرنگاری خبر است، نه از ماشین مشکی رنگ با پلاک دولتی خبر است، نه از ارباب رجوع‌های فراوان خبر است و نه از هیچ چیز دیگر. آنقدر پیر و فرسوده می‌شوند که در پارک می‌نشینند و دائم می پرسند:«اون چیه؟» بعد فرزند مسولشان می‌گوید:«اون گنجیشکه.»
وقتی که بیشتر دقت کردم، دیدم نه آقا! اصلا از این خبرها نیست. همه این مسولین برای ساعت 3 ظهر همان روز بلیت گرفته‌اند. آن هم دور دنیا در 80 روز! وقتی که 80 روز تمام شد، برمی‌گردند و یک مسولیتی می‌گیرند در خور مقام و منسب قبلی‌شان. مشاوری، دستیاری، ناظری و یا چیزی. چیزی که در این کشور زیاد است، مسولیت است. بالاخره کسی بی کار نمی‌ماند. در هرصورت؛ مسولیت مانند جِرم، قانون بقا دارد. یعنی مسولیت به وجود نخواهد آمد، از بین نمی‌رود ولی از آدمی به آدم دیگر منتقل می‌شود.
این قانون بقا برای 17 استاندار و چند سفیر و شهردار اجرا خواهد شد. بالاخره مگر می‌شود طرف شهردار تهران باشد و بعد از اجرای این قانون و اخراج اجباری، در یک شرکت خصوصی رئیس کل نشود؟ مگر می‌شود طرف وزیر باشد و دبیر تدوین فلان برنامه توسعه بهمان چیز نشود؟ و از آنجایی که فرض محال، محال است، خیلی دنبال پاسخ این سوالات نمی‌رویم.
این همه روضه خواندم که آخرش به کسانی که قرار است جای این 1169 نفر(تعداد مدیران دولتی که مشمول این قانون هستند) تکیه بزنند بگویم: «این صندلی لقمه دندان گیری نیست. دوسال دیگر مجبوری به خاطر فلان قانون استعفا بدهی. پس از همین اول کارتو درست انجام بده و سر وقت برو. بزار همه از این سفره استفاده بکنند. گوشت زیادی نقرص می‌آره اخوی!»
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
٩٧/٠٨/٠٦
٠
٠
اشکالاتی که بنظرم میرسه رو لیست میکنم براتون باشد که مفید باشد!:)) /«24 آبان پنجشنبه است، به همین دلیل قصد داریم برایتان از حال و هوای مدیرانی بگویم که مشمول این قانون می‌شوند.» این جمله ایراد زیاد داره اولا چرا افعال جمع وقتی در ادامه مفرد به کار بردین دوما اون مدیران مشمول قانون بودن از زمان تصویب اون قانون و 24 آبان اجرا میشه در واقع/ پاراگراف بعدی دو تا خبراست آخر اضافه است، فرزند مسولشان یعنی چی؟ فرزندشان! اونجوری آدم فک میکنه مسئول یکی دیگست/ پاراگراف بعدی دو تا چیزی پشت سر هم جالب نشده با معنی متفاوت هم هستن، برا دومی آنچه بهتره/ پاراگراف بعدیش: وزرا اصلا شامل اون قانون نمیشن/ پاراگراف بعدی: کارت رو، بگذار/ در آخر اینکه غلط املایی نداشته باشید دیگه:) تصفیه خون، منصب، نقرس، مسئول یا حتی اگه همزه نداشتید ی هم میذاشتین بهتر از مسول بود:)
YaseenNateghi
YaseenNateghi
٩٧/٠٨/٠٧
٠
٠
مرسی از مطلب با نمکت. البته از پاراگراف دوم به بعد، نکتۀ بامزه ای ندیدم. بیشتر تلخی بود. بهتره به یک تعادلی برسونی مطلب رو از نظر پراکندگی شوخی ها. اینجوری که بکاری شون توی پاراگراف ها و جملات مختلف. / موضوع خوبی بود و شوخی «اون گنجیشکه» واقعا خندوند منو. / مطلب همونطور که گفتند دوستان، غلط املایی زیاد داشت. من چند مورد رو تصحیح کردم ولی بازم چند مورد از زیر دستم در رفت. چون بیشتر حواسم به درست به کار بردن علائم نگارشی و جمله بندی هاست. کماکان معتقدم عجولانه می نویسی مطالبت رو. اون "بذار" یا اون عدم تطابق نهاد و شناسۀ فعل و محاوره شدن ناگهانی لحن، خیلی تو ذوق می زنه. حواست بیشتر بهشون باشه./ توصیۀ اخلاقی: قبل از نوشتن مطلب، براش یه نقشه بکش و روی کاغذ (مانیتور) بیار. قشنگ بنویس که هدفت چیه و چه نکاتی رو قراره برسونی به خواننده و مسیرش چه طوریه. همینطور کلیدواژه هایی که دوست داری تو متن بیاری. بعدش دو تا اینتر بزن و نوشتن مطلب رو شروع کن. هرازگاهی برگرد به ابتدای متن و ببین چه قدر به اون هدفت رسیدی و مسیر رو درست طی کردی. / موفق باشی
پربازدیدتریـــن ها