سکوت شاعرانه...

سکوت شاعرانه...

نویسنده : b_khosro

خزیده شعله جنون به خلوت شبانه‌ام

وداغ سرخ بوسه‌ها، نشسته روی شانه‌ام

سحر که حس مبهمی مرا مرور می‌کند

شکوفه می‌زند گلوی تازه ترانه‌ام

و بوی رویش از نگاه سبز خانه می‌چکد

به ذهن ترد تار و پود فرش پیر خانه‌ام

گل و گیاه روی فرش کهنه پیر می‌شوند

در این میانه من هنوز محو یک جوانه‌ام

صدای زندگیست می‌تراود از دریچه‌ها

چقدر پاکم امشب و چقدر عشقانه‌ام

عبور خاطرات، شب، صدای زنگ ساعت و

گسستنی دوباره از سکوت شاعرانه‌ام!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar
sahar
٩١/١٢/١٦
٣
٠
واااااااااااااااای خیلی زیبا بود....حس شاعرانم کاملا تحریک شد
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٦
١
٠
بسیار زیبا!مچکر
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/١٦
٠
٠
آ ه ........ چه رمانتیک !!!!!!!!!!!!ا
m_kashiyan
m_kashiyan
٩١/١٢/١٦
١
٠
چه سکوت شاعرانه قشنگی:)
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٦
١
٠
زیبا بود.ممنون.
نسیم
نسیم
٩١/١٢/١٦
١
٠
زیبا بود. سپاس
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/١٦
٠
٠
چه قدر پاکم امشبو ....مرسی دوست عزیز:)
m-pich
m-pich
٩١/١٢/١٦
٠
٠
واقعا زیبا بود . احسنت
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٧
٠
٠
عالللللی بود خیلی زیبا است براوو
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/١٧
٠
٠
TNX
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٧
٠
٠
معرکه بود!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
صدباریکلا
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات