حالِ عاشق
خنده ی تلخ

حالِ عاشق

نویسنده : سلیمان حسنی

کاشکی‌ بود یکی ‌درد مرا می‌فهمید
حال ناجور دل سرد مرا می‌فهمید
پشت ‌این‌ رنگ ‌و لعابی‌ که ‌هویدا گشته
معنی رنگ رخ زرد مرا می‌فهمید
خنده‌ی ظاهری‌ام ‌از سر ناچاری بود
یک نفر کاش عملکرد مرا می‌فهمید
سخت ‌چون‌ آهنم‌ اما به‌ پس ‌پرده یکی
اشک پنهانی چون‌ مرد مرا می‌فهمید
زخم‌های دل و آوارگی‌ام بسیارند
حاصل عشق و ره‌آورد مرا می‌فهمید
کار حامی ‌همه ‌در سوختن‌ و ساختن ‌است
کاشکی بود یکی درد مرا می‌فهمید

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/٠٩/٠٣
٠
٠
غزل خیلی خوبی بود :) موفق و سلامت باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام:سپاسگزارم.پیروزباشید
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٩/٠٨
٠
٠
کاشکی‌ بود یکی ‌درد مرا می‌فهمید :( خیلی خوب بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٩/٠٨
٠
٠
سلام سپاسگزارم ازلطفتون.شادمان باشید
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٩/١٠
٠
٠
:( .. الهی همیشه شاد باشید استاد جان!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٩/١٠
٠
٠
سلام:خیلی متشکرم ازلطف شما.شادمان باشید
پربازدیدتریـــن ها