سال‌ها پیش
من خالی از خودم

سال‌ها پیش

نویسنده : سجاد رفائی نیا

سال‌ها پیش تو‌ را دیده بودم، در سرزمینی دور‌ ‌پیش از آغاز درخشیدن خورشید. گمانم عصر روز ششم بود. از راه رسیدی در هاله‌ای از پرتوهای روحانی لابه‌لای موهایت دریا دریا ستاره می‌درخشید. من سالیان درازی، تنهایی کشت کرده بودم. تو آمدی و عشق دِرو کردی. با خودم فکر کردم‌ ‌شاید معجزه می‌دانی!‌ ‌خندیدی و‌ ‌سونات غمگینی از حنجره‌ات خارج شد. غمی کهن‌تر از هرچه بوده. رویایی عمیق مرا ربود. ‌چشم که باز کردم ‌دیگر من نبودم. هرچه مانده بود، تو بودی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
e_bahrehmand
e_bahrehmand
٩٧/٠٧/٠٧
٠
٠
با هر دردی که سر کردم به تو که رسیدم سر به هر آبادی کشیدم لیک درد تو درمان نداشت،تنها مرهم درد دل تو بودی و دانستم به هر کجا سر زنم خالی از توام پس ای درمان دردم بیا که مرهمی جز تو ندارم. h#
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٧/٠٧/٠٨
٠
٠
:)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٧/٠٨
٠
٠
خوندنش واقعاً لذت بخش بود، موفق باشید :)
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٧/٠٧/٠٨
٠
٠
لطف دارید، شما نیز :)
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٧/١٢
٠
٠
حالا نمیشد اسم روحانی رو نیارید؟ =_= قشنگ بود :)
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٧/٠٧/١٢
٠
٠
😄😄 از دستم در رفته.. متشکرم ک خوندین
پربازدیدتریـــن ها