در جستجوری الی - قسمت هشتم
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

نویسنده : بهمن بهمنی
قسمت قبل را از اینجا بخوانید.
الی انتخاب‌هایت بی‌نظیر است؛ مثل همین شجاعتت برای آمدن به  خلیج خوک‌ها. بوی تو را استشمام می‌کنم. الی می‌دانم حالا تو در این دامنه سبز زیر پایم گوشه‌ای نشسته‌ای و موسیقی دلنشین چکاوک‌ها را گوش می‌کنی؛ آخر یکی از اهدافت یادگیری آواز پرندگان دوردست بود و چه جایی دورتر از خلیج خوک‌ها؟
برای تو جذاب بخاطر اسرارش، برای من دلهره آور بخاطر خوک‌هایش، الی شاید تو حالا زیر سایه درختی خواب باشی و  به این فکر کنی که همسر آینده ات چند سالش باشد؟ چقدر زمین دارد؟ طول پاهایش چقدر است؟ و شاید برایت مهم نباشد که پروانه جمع می‌کند؟ دوستت دارد و یا عاشقت باشد.
برای پیدا کردنت دره‌ای منتهی به برکه آبی را انتخاب می‌کنم‌. لابه‌لای درختان‌ صدای جیرجیرک‌ها می‌آید و هرجارا نگاه می‌کنی سبز است. چمن‌های سبز‌، درختان سبز و نارگیل‌های بزرگ سبز. آسمان ابری است و هوا بدجور مرطوب. کمی جلو تر نی‌زار‌ها سر به فلک کشیده‌اند. صدای حیوان می‌آید‌، گوش‌هایم را تیز می‌کنم‌، روی کنده درخت نارون دو خوک نشسته‌اند.
-هی اسب جوان‌. در خلیج ما چه می‌کنی؟ حتما آمده‌ای تا موش کور دم‌طلایی را ببینی. اسم من جانی است. به من می‌گویند جانی خوک نر.
-سلام جانی. من آرین هستم‌. می‌گفتند خلیج خوک‌ها پر از حیوانات عجیب است‌، باور نمی‌کردم‌، می‌توانی به من نشانش دهی؟
جانی پوزه‌اش را به نشانه‌ی تایید تکان داد و گفت: «کافی است سرت را داخل کنده درخت کنی. آنجا پر از موش کور دم طلایی است. تازه آن اسب سفید هم که آمد از دیدن موش‌ها متعجب شد.»
-الی؟ کی او را دیدی جانی؟
-دیشب
شاید الی با موش‌های کور صحبت کرده باشد. شاید موش کور می‌داند الی کجاست.
سرم را داخل کنده می‌کنم‌، تاریک است.
-آقای جانی پس کجاست این موش کور دم طلایی؟
- بیشتر دقت کن تا او را ببینی.
در آن تاریکی سایه‌ای سیاه دیده می‌شود.
-چه می‌خواهی؟ باز آن خوک‌های دیوانه تو را سوژه کردند؟
- آمده‌ام دنبال الی. گفتند که پیش شما آمده.
-هان یادم آمد! می‌خواست زیباترین قله خلیج را فتح کند‌. اگر سریع بروی قطعا او را خواهی دید...
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٧/٠٧/٠١
٠
٠
سلام یاسین جان خط آخر کلمه ی الی رو حذف کن و بعد ممنونم من یادم شد برات بفرستم از کجا ادامش رو برداشتی ؟ :)
YaseenNateghi
YaseenNateghi
٩٧/٠٧/٠١
٠
٠
سلام بهمن جان. خواهش میکنم. / نشستم هیستوریِ وردِ لپ تاپمو زیر و رو کردم، تهش دیدم یه جا بقیۀ فایل رو ذخیره کردم. / لازم به گفتن هم نیس که دست مریزاد بهت...
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/٠٧/٠٢
٠
٠
بسیار عالی ، منتظرِ ادامه-ش هستم :) موفق باشی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٧/٠٧/٠٣
٠
٠
ممنونم محمدرضا جان :)
پربازدیدتریـــن ها