منزلگه عشاق دل آگاه حسین است
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

نویسنده : سمانه صالحی

مثل چنین شبی یک سال پیش بود که رفتی. یک سال از نبودنت می‌گذرد. از شبی که خبر را اصلا نمی‌خواستیم باور کنیم. از شبی که شنیدم حلقه‌ چهارم هم پرکشید و به رفقایش پیوست. از شبی که شنیدم محمد اِرباً اربا شده، دقیقا یک سال می‌گذرد. باورت می‌شود؟ این نگاه باید به نگاه کس دیگری گره می‌خورْد؛ شاید هم روزی به موهای دخترت دوخته می‌شد و یا تکیه گاهی می‌شد برای پسرت و نقش کوه را برایش ایفا می‌کرد. بعد شب‌ها برایشان لالایی می‌خواندی. توی خیابان ‌های شهر قدم می‌زدید و آخرش هم در خانه از سال‌ها زندگی در کنار هم لذت می‌بردید. اما جنگ فرصت این کار‌ها را گرفت.

نگاهت لحظه‌ای از تیررس دشمن غافل نشد و به ماشه اسلحه گره خورده بود. هرلحظه پیکرهای بی‌جان رفقایت را می‌دیدی و با حفظ روحیه به جهادت ادامه می‌دادی. توی خرابه‌ها می‌دویدی و از روز‌های شهادت رفیقانت حرف می‌زدی. صدای تیر و خمپاره یک لحظه هم قطع نمی‌شد و لالایی شب‌هایت بود. آخرش هم توی همین بهشت رضا، جبران تمام بی‌خوابی‌ها، خستگی‌ها و دویدن‌‌ها آرام گرفتی. جنگ فرصت خیلی چیز‌ها را گرفت اما تو را به مراتب والاتری رساند. عشق جلوی چشمانت را گرفته بود که رفتی. بدون شک تو چیزهای دیگری را دیده بودی که ما از درکشان هم ناتوان بودیم. من مطمئنم این نگاه به هدف مهم‌تری گره خورده بود. من هنوز ایمان دارم تو اسراری با صاحب همان شب داشتی. شب عاشورا برای شهادتت تلاقی زیبایی بود از همین اسرار مگویی که تو با حسین(ع) داشتی. در دوره‌ای که طعنه و کنایه‌های اطرافیان امانت را بریده بود با همین آرامش چهره‌ات بدون این که جواب کسی را بدهی، بدون این که بخواهی بحث کنی، که برای حکومت اسد می‌جنگی یا عشق حسین(ع)، راه خودت را گرفتی و رفتی.

در زمانی که با شنیدن اسم داعش ضربان قلبمان تند و تندتر می‌شد، تو با آرامش‌تر از هرکسی پرکشیدی. محمد! یک سال از شبی که تو را شهید عاشورا نامیدند می‌گذرد. امشب تو شهید می‌شوی. زیاد فرصتی نمانده مهمان حسین شوی. قبل از این که بال دربیاوری و پرواز کنی، نگاهی به ما بینداز. محمدجان! خیالت راحت باشد. بچه‌ها چند ماه پس از سفرت، دیرالزور را هم پس گرفتند. همان جایی که تو از آن جا قصد کربلا کرده بودی.

به دنیای شما فکر‌می‌کنم. چه‌قدر دنیای‌تان زیباست. آن قدر مشغول وجه خدا شده‌اید که دیگر روی زمین چیزی برای دیدن ندارید. امشب شب عاشورای تو هم هست. کمی استراحت کن مهمان یک شبه‌ زمین، تا کربلا راهی نمانده...

اولین سالگرد شهادتت مبارک

---

مردم! شهادت مردن نیست. تولد است. یک تولد بسیار زیبا.

شهید عاشورا، محمد جاودانی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٧/٠٦/٢٩
٢
٠
روحشون شاد/ ازین دست دل نوشته های قوی برای شهدای مدافع حرم کم داریم
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣٠
٠
٠
شما لطف دارین :)
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
٩٧/٠٦/٢٩
١
٠
عالی بود! خصوصا پاراگراف اول
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣٠
٠
٠
مرسی عزیزم :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/٠٦/٣١
١
٠
خیلی عالی نوشته بودین ! خوشا به سعادت شون ...
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣١
٠
٠
خیلی ممنونم :) واقعنم...
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٦/٣١
١
٠
وااااااااااای سمنو یاد همکار شهیدم افتادم و دلم برای روزهای بودنش حسابی پر کشید...... روحشون شاد و قرین رحمت الهی.
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣١
٠
٠
هوم دل‌ نوشته ت خیلی عالی بود :) یادمه :) ان شاءالله...
sara_j
sara_j
٩٧/٠٧/١٢
٠
٠
واقعا شهدا مظهر از خودگذشتگی هستند وقتی به شهدای هشت سال دفاع مقدس نگاه می کنم با خودم میگم یعنی واقعا الان هم کسی پیدا میشه همچین کارهایی برای وطنش بکنه یا نه .... دم همگی شون گرم
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٧/١٧
٠
٠
مرسی از نظرت عزیزم :)
پربازدیدتریـــن ها