به هر تقدیر می‌رفتی..‌.
شعری سروده خودم

به هر تقدیر می‌رفتی..‌.

نویسنده : Ali_emadi
مرا تنها، تو را تنها در این دنیای تنهایی
گذشتی و گذشتندت، من اینجا و تو آن‌جایی
تماشا می‌کنم اکنون نمایش‌های اغیار و 
کجا؟ محو کدامین صحنه مشغول تماشایی؟
چه شب‌ها سوختیم از هم دو آتش در کنار هم
و حالا سوختن باید به یاد هم چه شب‌هایی
غزل تا نیمه می‌آید ولی می‌سوزد از این درد
درون سینه می‌ماند چه ابیات و غزل‌هایی
تو گفتی: «با توام امّا اگر تقدیر بگذارد...»
به هر تقدیر می‌رفتی، بدون هیچ امّایی
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٧/٠٦
٠
٠
سلام ایزد یکتا نگهدارتان باد
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٧/٠٨
٠
٠
سلام و درود جناب حسنی
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٧/٠٦
٠
٠
به به ب.احسنت زیبا بود ..
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٧/٠٨
٠
٠
ممنونم
باران_رزمخواه
باران_رزمخواه
٩٧/٠٧/٠٦
٠
٠
ماشالله...فوق العاده
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٧/٠٨
٠
٠
سپاس
تکتم فهمیده
تکتم فهمیده
٩٧/٠٧/٠٧
٠
٠
درون سینه می‌ماند چه ابیات و غزل‌هایی زیبا
YaseenNateghi
YaseenNateghi
٩٧/٠٧/٠٧
٠
٠
لذت بردیم
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٧/٠٨
٠
٠
تنکیو یس
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٧/١٢
٠
٠
گذشتی و گذشتندت، من اینجا و تو آن‌جایی / گذشتندت ینی چی؟ متوجه نشدم / ینی به چه زمانیه این فعل؟ :/ درون سینه می‌ماند چه ابیات و غزل‌هایی :)) زیباست
پربازدیدتریـــن ها