محافل سرد شده فامیلی
چه شد که این‌‍طوری شد؟

محافل سرد شده فامیلی

نویسنده : زهرا‌ آقايي

قدیم‌ها صفا و صمیمیت خاصی بین اقوام جاری بود. از نشانه‌های بزرگ صمیمیت بین دو خانواده هم تعداد گوشت‌هایی بود که هنگام میزبانی در خورشت یکدیگر می‌ریختند. و برعکس آن، بزرگ‌ترین حربه برای نشان دادن دشمنی، کم‌گوشت بودن خورشت بود! در فامیل‌های ما اکثر قهرهای خانوادگی به این علت بود که مهین خانم برای اقدس بیشتر از شهین گوشت ریخته بود. برای همین چیزها بود که مادرم از قبل از آمدن مهمان‌ها به ما می‌گفت اگر گوشت کم بیاید به ما گوشت نمی‌دهد و حتی ممکن است تعداد گوشت‌های خورشت ما عددی منفی باشد! اما خاله ملیحه و آقا حجت اگر گوشتشان کم باشد ناراحت می‌شوند و می‌روند پشت سرمان حرف می‌زنند.

 آن موقع‌ها دورهمی‌ها هم زیاد بود. هر هفته جمع می‌شدیم خانه یکی از اقوام، دور یک سفره بزرگ می‌نشستیم و غذا می‌خوردیم. بعد یک عده سفره را جمع می‌کردند و می‌رفتند در آشپزخانه ظرف‌ها را می‌شستند و یک عده دیگر می‌نشستند. آن‌هایی که ظرف‌ها را می‌شستند می‌گفتند: «دیدی پا نشد یه بشقاب تا اینجا بیاره؟ هرجا می‌ره دست به سیاه سفید نمی‌زنه. هفته دیگر که می‌ریم خونه‌ش، هیچ‌جامو تکون نمی‌‌دم.» خدا را شکر رفت و آمدها آنقدر زیاد بود که خصومت‌ها بلافاصله تلافی می‌شد و چیزی در دلشان نمی‌ماند و این باعث صمیمیت بیشتر می‌شد.

آن موقع‌ها رقابت سالمی هم بین فامیل‌ها برقرار بود. مثلا رقابت سر اینکه اولین میز نهارخوری را چه کسی در فامیل خرید؟ اولین کامپیوتر، اولین بوفه، اولین مبل و دور ریختن پشتی‌ها! اولین فریزر و... و هرکس موفق می‌شد آن اولین را در فامیل بخرد؛ تا سال‌های سال به این دستاورد عظیم افتخار می‌کرد و آن را به نام خود ثبت می‌کرد. یعنی بقیه فامیل حتی اگر صد سال بعد هم مبل، فریزر، بوفه، موبایل، کامپیوتر یا... را می‌خریدند، اصل بر آن بود که از آن اولین نفر تقلید کرده‌اند! اولین نفر هم بلافاصله بعد از خرید هرچیز یک مهمانی بزرگ و باشکوه و صمیمانه برگزار می‌کرد تا این رکورد از آنِ خانواده دیگری نشود.

خیلی خوب بود آن موقع ها. متاسفانه با همه‌گیر شدن گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی، خانواده‌ها از هم دور شده‌اند و فامیل‌ها دیگر قوام و صمیمیت قدیم‌ها را ندارند. دریغ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
YaseenNateghi
YaseenNateghi
٩٧/٠٦/٢٠
٠
٠
خیلی منتظر بودیما :) / این قضیه گوشت رو ما سالیان سال حس کردیم. هربار عمه‌ای، دایی‌ای کسی می‌اومد خونه مون، وقت نهار اگر غذا خورشتی بود، والده اولین بشقاب رو پر از گوشت می‌کردن و می‌دادن دست‌مون و تاکید می‌کردن که بذار جلوی فلانی. سه چهار بشقاب به طرزی غیرعادی پر از گوشت بود. به ما هم به تبع، دو سه تیکه بیشتر نمی‌رسید. برا همینه که هیچوقت نمی‌ذارن عملیات چیدن خورشت توی سفره، دست بچه ها باشه. باید دست کسی باشه که حواسش به سیستم «گوشتا واسه مهموناس» هست :) برای دیسِ ته‌دیگ هم وضع مشابهی داریم. باید از سمت مهمونا شروع کنیم به گردوندن و همیشه به خودمون یه تیکه سیب زمینی خام یا نون سوخته می‌رسه. / نمیشه همۀ این دوری ها رو تقصیر تکنولوژی انداخت. این روزا مردم بیشتر کار می کنن و از نظر فیزیکی هم خب از هم دورتر شدن. بزرگترین نگرانی اینه که نکنه یه وقت گروه‌های تلگرامی خانوادگی، جای دورهمی‌های واقعی رو بگیرن یا دچار این توهم بکنن مون که هنوزم همه چی خوب و خوشه. / ممنون از مطلب خوب تون.
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٧/٠٦/٢٠
٠
٠
ممنونم. اینی که به فضای مجازی اشاره کردم صرفا کنایه بود نه معنای ظاهریش. و اتفاقا به جمع های قدیم نقد داشتم تا تایید
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٧/٠٦/٢٠
٠
٠
میگن همه چیز قدیمش! راست میگن. خیلی عوامل دست به دست هم دادن تا این صمیمیت از بین بره.
فو فا نو
فو فا نو
٩٧/٠٦/٢٠
٠
٠
خیلی خوب بود آقا :)) هر جا میری میگن قدیم بهتر بود و فلان. چه عجب یکی پیدا شد که انتقاد کنه اونم به این شیوه خوب
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٦/٢٣
٠
٠
#نوستالجی_طور :) خوب بود. ولی ما هیچوقت رکورد نزدیم:(
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣١
٠
٠
چه نقد خوبی :)) و چقد همه چیزش درست بود مخصوصا این قضیه کامپیوتر رو من به وضوح حس کردم :))
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣١
٠
٠
البته اولین کسی که کامپیوتر با صفحه مانیتور ال سی دی منظورم بود :) وگرنه تا قبلشم عده ای کامپیوتر داشتن
پربازدیدتریـــن ها