آرزوهای رنگی پنگی
حالا رفته‌ام سراغ بقچه گلدوزی شده‌

آرزوهای رنگی پنگی

نویسنده : shamim_mostafazadeh
رویا بافی‌های من شاید با بقیه فرق دارد. شاید بلد نیستم آرزو کنم و یا آرزوهای عجیب و غریبی دارم. این که بخواهم موفق‌ترین معلم زبان انگلیسی باشم ابدا در رویابافی‌هایم جایی نداشته است. این که خانه بزرگ داشته باشم و یا ماشین شاسی‌بلند، هیچ‌وقت از آرزوهای من نبوده و نیست.‌ نه این که بدم بیاید، نه اصلا!  اما هیچ‌وقت آرزویم داشتن این‌ها نبوده است. من همیشه رشته‌ به‌ رشته و رج به رج آرزوهایم را با وسواس خاصی بافته‌ام. خیلی آرام رنگ‌ها را باهم ترکیب کردم و تار و پودشان را به هم پیوند زدم و خوب گره‌هایشان را محکم کردم. شاید آرزوهایم عجیب باشد ولی من همین‌طور بافته‌ام و پیچیده‌ام توی بقچه‌ای گلدوزی شده و گذاشته‌ام گوشه ذهنم تا برآورده شوند. یکی از آرزوهایم این بود که دختر کوچولویم را در وسط تخت سفیدم ببینم. آن موقع که آرزوکردم، مجرد بودم. تخت دو نفره هم نداشتم چه برسد به روتختی سفیدش. اما حالا، رفته‌ام سراغ بقچه گلدوزی شده رویاهای بافته ام که گوشه ذهنم بود. این آرزویم را بو کردم و غرق شادی شدم و خدا را بارها شکر کردم برای برآورده شدنش. از آرزوهای دیگرم این است که درحالی که دست دختر کوچولویمان را گرفته‌ایم، رو‌به‌روی برج ایفل بستنی قیفی بخوریم و دخترم با استیصال تمام بگوید: «وای مامان! بستنیم داره آب می‌شه.»
پی‌نوشت: شما هم از آرزوهای عجیب و غریبِ رنگی پنگی تان بگویید. همان‌هایی که با جزئیات تمام گذاشته‌اید گوشه طاقچه ذهن‌تان.
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٦/١٩
٠
٠
جالب بود:) یکی از آرزوها اون لحظه‌ایه که بخوام یه سفر رو شروع کنم بدون اینکه نگران چیزی باشم، همه‌چی اونجوری که باید باشه باشه
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٧/٠٦/٢٠
٠
٠
ما آرزوی رنگی پنگی نداریم متاسفانه. مشغول آرزوهای دست یافتنیِ سفت و سختیم!
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
٩٧/٠٦/٢١
٠
٠
انشالا که بقیه رویاهای رنگی پنگی خوشگلت هم اتفاق بیافتاده:)))
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٦/٢٤
٠
٠
وای من عاشق این آرزو های رنگی پنگی ام. یکی از این آرزوهای رنگی پنگیم که دیگه واقعاً آرزو شده اینکه یه روز با همسرم بشینیم دوتایی یه کتاب رنگ آمیزی بزرگسالان رنگ بزنیم:))
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣١
٠
٠
خیلی از این چیزا دارم ولی متاسفانه این ساعت از شب چیزی به ذهنم خطور نمیکنه :|
پربازدیدتریـــن ها