و آتش چنان سوخت بال و پرت را...
غمت درد بزرگیست

و آتش چنان سوخت بال و پرت را...

نویسنده : خاتون :)

دلم آتیش گرفته، بغض دارم

ببین بابا تو چشمم اضطرابه

نمی‌خوای در بیای از زیر آوار،

بگی: «گل دخترم! این ها یه خوابه»؟

 

ببین غم توی قلبم شعله کرده

ببین ساعت دهه، چشم انتظارم

تا کی چشم انتظارت پشت این در؛

برا خاموشیِ قلبم ببارم؟ 

 

کجایی مرد خوبِ قهرمانم؟

می‌بینی رفتنت اخبار می‌شه؟

نمی خوای در بیای از زیر آوار؟

ببین دنیام داره آوار می‌شه

 

کسی اینجا جوابم رو نمی‌ده

مفاعیلُن، مفاعیلن و سر درد

دلم آتیش گرفته، بغض دارم

غمت درد کمی نیس مرد، برگرد...

برای قهرمان‌هایی که در گذر زمان از ذهن ما می‌روند، ما دردِ نبودنشان تا ابد مهمان دل عزیزانشان است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٦/١٩
١
٠
سلام.همیشه باشید و بسرایید.خدایارتان
خاتون :)
خاتون :)
٩٧/٠٦/٢١
١
٠
خیلی ممنون از لطفتون جناب حسنی :) خدا سایه امن لحظه هاتون...
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٦/١٩
١
٠
به به، احسنت و از اینجور حرفا
خاتون :)
خاتون :)
٩٧/٠٦/٢١
٠
٠
خیلی ممنون و شرمنده میکنید و ازین جور حرفا :)
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٧/٠٦/٢٠
١
٠
خوبه خوبه. کم کم دارین یاد میگیرین. یادم باشه این شعر رو هم بذارم تو نوبت با قابلمه بخونم.
خاتون :)
خاتون :)
٩٧/٠٦/٢١
٠
٠
با تشکر :)) خوندید بفرستید مام بفهمیم این شعر رو چطور میشه با قابلمه خوند دی:
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/٠٦/٢١
٠
٠
خیلی خوب بود :) موفق باشید
خاتون :)
خاتون :)
٩٧/٠٦/٢٢
٠
٠
خیلی ممنون از لطف نگاهتون :) همچنین
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣١
٠
٠
تعجب کردم خاتون مطلب فرستاده :)) چقدر قشنگ بود مخصوصا مصرع آخر :)))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢