گم کرده راه خانه را شادی
لب‌هایمان خالی‌ست از لبخند

گم کرده راه خانه را شادی

نویسنده : محمدعلی علمی

یک زن که مثل من پریشان است

مردی که آن سوی خیابان است

 لب‌هایمان خالی‌ست از لبخند

بر گونه‌هامان رد باران است

 بر سر غبار غصه‌ی اهواز

دل‌ها سیاه از دود تهران است

بد عهدی دنیا به ما آموخت

بعد از زمستان هم زمستان است

 گم کرده راه خانه را شادی

باور کنید او اهل ایران است

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
notareal
notareal
٩٧/٠٦/١٨
٠
٠
/// سپاس شما را باد.// <<پریشانی،>> ارایه ای از این مهرورز /// < در جیم مان هرروز چامه*۱ چه فراوان ست . . . از گوشه ی چشم و از گیسوی یاران ست > < وان دیگری نوشیده از کوزه ی لب های یار . . . مست و خمار و لول از دیدِ جانان است > < هر کس به کَلک*۲ خود، تا رخ نشان داده*۳ . . . چامه سرای*۴ سَر*۵، از جیمِ یاران است > < آیید به زیر پُستم، کران نمودینَم*۶، شورا*۷. . . نیما و فرخ زاد، <شعرم> چه فراوان است > < خواهان من مانید، ایگوی*۸ پوچی هایم . . . با سستیِ کرخت*۹، مالش*۱۰ چه ارزان است > < روز دگر چون شد، وان چامه سرای عشق . . . پشمینه پوش*۱۱ کیش، فرمند*ِ۱۲ پابندان*۱۳ست > < در ارج سپندان*۱۴ شوریده، واژه پسِ واژه . . . انگاری نمی داند دی مست*۱۵ پریشان است > < آوخ*۱۶، که هشیاری در آب خُستِ*۱۷ سستی ها . . . فردا چه ها گردد دریا که خروشان است > < چون <علمی> و <فهمیده> کَلک ها همه باید گفت . . . عشقی که تنها ماند، وان گربه ی ایران است >/// ۱: شعر؛ ۲: قلم؛ ۳: (در این جا) سری در سرها برآورده؛ ۴: شاعرِ؛ ۵: برتر؛ ۶: ستودن کنید مرا (بستایید)؛ ۷: وَه چه شوری؛ ۸: خویش کامگی (ego)؛ ۹: بی حسی؛ ۱۰: ماساژ (به ماساژ دادن ایگو در روان شناسی نگاهی افکنید)؛ ۱۱: صوفی؛ ۱۲: برتر؛ ۱۳: (پای بندان) مؤمنان؛ ۱۴: مقدس(ها)؛ ۱۵: مستِ دیروزی؛ ۱۶: آه (از) درون / دل؛ ۱۷: جزیره./// پ.ن: این مهروز را با هم سنگی (وزن) و هم آوا (قافیه) چه، که شوری به سر دارم و نه داوشی (ادعایی) به کلک.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٦/١٩
٠
٠
سلام.زنده وپاینده باشید.
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣١
٠
٠
بر سر غبار غصه‌ی اهواز / یه لحظه باتوجه به حادثه تروریستی امروز فک کردم شعر مال امروز بوده :) قشنگ بود
پربازدیدتریـــن ها