امروز 28 مرداد 1333 است
چیزی به خاطر نداریم

امروز 28 مرداد 1333 است

نویسنده : maryam_1201

28 مرداده. توی زندگی شصت و هفتمم، باید امروز 28مرداد 1333 می‌بود. تو اون کافه‌ی ته کوچه‌ی  کلیسا، با اون پیرمرد کافه‌چی بداخلاقش، به وقت همین ساعت‌ها قرار داشتم. تا می‌رسیدم 4 نفر آدم غر می‌زدن. آخه کافه‌ی این مرتیکه بداخلاق چی داره که ما رو هربار می‌کشونی اینجا! منم می‌خندیدم بهشون، می‌گفتم مرض دارم! 

باید دیرتر از بقیه میومدی. وقتی می‌رسیدی بسته بزرگ سوغاتی رو ازت می‌گرفتم. همه شماره‌های پارسال مجله نیویورکر رو از کارتن درمیارودم و ذوق می‌کردم از دیدن‌شون. تو منتظر بودی برات تعریف کنیم پارسال همین موقع‌ها چه خبر بود؟ چی شد اصلا؟

می‌خواستی از 28مرداد1332 برات بگیم، ولی ما هیچ‌کدوم حرفی نداشتیم برات. ما همه بهم قول داده بودیم که دیگه هیچی یادمون نیاد. تو هم یادت نمیاد. تو هم حواست نیست اصلا امروز چجوری همه توی یه میز شش نفره جا شدیم! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٥/٣٠
٠
٠
جذاب و خوب بود.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٦/٠١
٠
٠
قشنگ بود فقط خوبه که متن ها رو از زبان محاوره و شکسته دور کنین.😊🍀 موفق باشین😊
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٧/١٧
٠
٠
کاش بیشتر می بود :)
پربازدیدتریـــن ها