روزی که خواهد آمد
در خیال خود

روزی که خواهد آمد

نویسنده : Taiyebe ghafooriyan

روزی می‌رسد که دلم برای تمام خیابان‌های شهرم تنگ خواهد شد. آن روز به زودی خواهد آمد، ممکن است آن روز به لبه پنجره و دیوارکاهگلی قدیمی‌مان لم داده باشم و چشم انتظار باشم. ممکن است بر روی یک نیمکت آهنی رنگ و رو رفته پارک نشسته باشم و برای هم‌سن و سالانم خاطرات همین روزها را تعریف کنم. ممکن است در پیاده‌رو‌های نیویورک در حالی که در حال شمردن دلارهای تا شده هستن و ویس الغوث الغوث دعای جوشن مادرم را گوش دهم. ممکن است در حال قدم زدن در کنار دریا باشم یا شاید در زیر یکی از آلاچیق‌های دانشکده فنی دانشگاه تهران در حال خواندن جزوه‌هایی باشم که هم اکنون آرزوی در دست گرفتن آن‌ها را دارم. ممکن دست در دستان بچه‌هایم. آن‌ها را برای یک بعد از ظهر به پارک ببرم یا در آشپزخانه مشغول پختن قرمه سبزی برای همسرم باشم و عطر غذا مرا مهمان خاطرات خانه پدری‌ام کند. 

ممکن است در حال بافتن شال‌های رنگی برای نوه‌هایم باشم یا نوشتن یک نامه کوتاه برای پسر سربازم، شاید هم اصلا هیچ وقت نیاید که دلم برای این روزها تنگ شود شاید هیچ‌وقت دلم برای قدم زدن بر روی بلوک‌های خیابان و بوی عطر باران و صدای خشم‌ناک رعد و برق که گوش‌هایم را نوازش می‌کند و نمناک شدن پلک‌هایم و خیس شدن لباس‌هایم و خنده‌هایی که پس از اخم مادرم و خستگی پدرم و درد و دل‌های شیرین با برادرم و شیطنت‌های خواهرم، لذت گرفتن دست‌های مادربزرگم یا به آغوش کشیدن پدربزرگم یا بوسیدن دست های معلم هایم و یا سلام دادن در حرم را شاید هیچ وقت نبینم و تکرار نشود شاید گوشه‌ای در آسایشگاه نشسته باشم و در حالی که به پنجره خیره مانده‌ام از پرستار بپرسم امروز چند شنبه است؟

شاید در ایستگاه راه آهن در حال شمردن آدم‌ها باشم یا لیست پروازهای کنسل شده را چک کنم یا دنبال منی باشم که در خیال خود جا مانده است منی که الان در حال نوشتن دلنوشته‌هایش است! 

حال‌تان مستدام

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٦/٠١
٠
٠
به به چقدر قشنگ از تصورات و شاید های آینده نوشته بودین 😊 همه چیز خوب بود فقط اگر جملات رو کوتاه تر کنین دیگه عالی میشه. یک نکته ای هم که بهش برخوردم این بود که بعضی جاها فعل جمله رو حذف کرده بودین و به جمله بعد وصل. فعل فقط زمانی از بین دو یا چند جمله فاکتور گرفته میشه که همه ی جملات به یک فعل مشترک ختم بشن. موفق باشین 😊🍀❤
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢