عذاب معلمی - قسمت سوم
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت سوم

نویسنده : سلیمان حسنی

قسمت قبل را از اینجا بخوانید.

یکی از دانش‌آموزان با این که وضع اقتصادی خوبی نداشت، بین دوستان شیرینی پخش کرد و برای من هم آورد. ‌به او گفتم: «خودتون بخورید». گفت: «برای شماست. حلال هم هست!» تعجب کردم و کمی ‌شرمنده شدم. به‌دوستش گفتم ‌فلانی شیرینی خوبی آورده‌بود. گفت در یک مغازه ‌کار می‌کند. قول ‌داده بود با اولین ‌حقوق ‌به ‌ما شیرینی ‌بدهد. خوشحال ‌شدم. ‌برای ‌اطمینان، ‌به ‌بهانه خرید رفتم به همان ‌مغازه و ‌دیدم‌ آن‌جا کار می‌کند. روز بعد در مراسم ‌او را به عنوان ‌دانش‌آموز کوشا معرفی ‌و از حُسن ‌کار کردن گفتم و این که نباید به ‌درس ‌لطمه ‌بزند. خوشحال ‌شد و تشکر کرد.

شاگرد دیگری صدای خوبی داشت، گفتم‌ که اگر در مسابقات ‌شرکت ‌کند ‌حتما مقام‌ می‌آورد. گفت‌ خجالت ‌می‌کشد ‌جلوی  کسی ‌بخواند. چند روز او را کنار قاری در مراسم ‌گذاشتم ‌تا ‌میکروفون‌ را برای او نگه دارد. خجالتش‌کم‌ترشد. مدتی بعد، نیایش ‌را با ترس ‌خواند. تشویقش‌کردم. کم‌کم خودش ‌داوطلب ‌خواندن ‌شد. معرفی‌اش کردم ‌برای ‌مسابقه ‌و آن‌جا مقام خوبی به دست آورد. از این ‌استعدادها در رشته‌های مختلف‌ زیادند، استعدادهایی که ‌با وقت‌گذاشتن و پیگیری‌کشف ‌می‌شوند.

شاد باشید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٧/٠٦/١٩
٠
٠
من هم یک معلمم، البته نه در یک مدرسه پایین شهر ولی به نظرم بهتر بود تیتر عوض می شود، چون معلمی با تمام این سختی هایی که گفتید واقعا شیرینه و هیچ وقت عذابش اینقدر پررنگ نیست.. به نظرم میشه تیتر رو با دقت نظر بیشتری انتخاب کرد. موفق باشید استاد.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٦/١٩
٠
٠
سلام:سپاسگزارم ازهمراهیتون.عذاب نه بخاطرمعلم بودن بلکه برای دیدن مشکلاتی که ازدیدخیلی ازمردم (حتی بعضی ازهمکاران گرامی) پنهان است.وعذاب بیشتراینکه قدرت رفع آنرا نداشته باشیم مخصوصااگرمربی وطرف اعتمادودرد دل شاگردباشیم.وگرنه شیرین ترازمعلمی فعالیتی(نه شغل) نیست.خدا یارتان باد وسلامت باشید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/٠٦/٢٠
٠
٠
خیلی هم عالی انشاءالله که در آینده هم در زندگی موفق باشند ، انشاءالله که شما هم سلامت و موفق باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام دوست مهربانم:ازمحبت شماتشکرمیکنم.برایتان آرزوی بهترینهادارم
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٦/٢٠
٠
٠
خدا خیرتون بده که اینقدر برای این بچه ها زحمت میکشید ان شاء الله هممون عاقبت به خیر شیم.. زنده باشید استاد جان :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام وسپاس برشما.آمین.انشاءا... شماهم سلامت وشادمان باشید
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی
٩٧/٠٦/٢١
٠
٠
با قسمت های قبل خوندم حقیقتا چیزایی که خیلیامون حتی تصورش هم نمیکنیم و من یکی شاید اصن نتونم دووم بیارم تو فضایی که اینهمه رنج به چشم میاد... خدا خیرتون بده
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام:سپاسگزارم.خدابه کسانیکه به یاداین بچه هاهستند خیرعطافرماید. شادوسعادتمندباشید.
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام :) خدا خیرتون بده واقعا :) همچین معلمایی که اینجوری آدم رو تشویق کنن و کمک کنن کمه. موفق باشید :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٦/٣١
٠
٠
بسیار عالی، بله استعداد در این قشر خیلی زیاده ولی به علت فقر متاسفانه اکثرا نادیده گرفته میشن و اگر کمی به این بچه ها اهمیت بدیم، قطعاً خیلی هاشون موفق خواهند بود، چرا که قدر عافیت رو میدونن.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١