تو رفته‌ای
شعری سروده خودم

تو رفته‌ای

نویسنده : m_nabizadeh

تو رفته‌ای

و این خیابان‌ها

به حُرمت گام‌هایت

نام گرفته‌اند از تو

حالا من

چگونه به فرزندت بگویم؟

پدرت شهید نشد اما،

یک شهر خیابان‌هایش

به نام اوست؟ 

***

امان از دست چشم‌های تو

دست می‌بَرَد به سرنوشت آدمی

من 

ریاضیات می‌خواندم

چشم‌های تو

شاعرم کرد! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٦/٠١
٠
٠
متن اول رو خیلی دوست داشتم. موفق باشین 😊🍀 راستی چطوری شهید نشده ولی اسمش رو خیابوناس؟
m_nabizadeh
m_nabizadeh
٩٧/٠٦/٠٣
٠
٠
ممنونم الهام جان، خوشم که دوس داشتی :) این خیابان ها به حرمت گام هایت نام گرفته اند از تو..
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١