فقط زنده باش
شعری سروده خودم

فقط زنده باش

نویسنده : سلیمان حسنی

سینه‌ها در تب وتاب است خدا می‌داند 

دل ملت که کباب است خدا می‌داند 

هرکسی هرچه توانست ربود از مردم 

ژن برتر چو حساب است خدا می‌داند 

زنده بودن شده تنها هدف و کار همه 

این چه رسم وچه عذاب است خدامی‌داند 

طالب زندگی ام ، هر طرفی می گوید 

واقعی نیست حباب است خدا می‌داند 

تشنه ام قطره ی آبی زچه نیست، بگفت 

موجبش کشف حجاب است خدا می‌داند 

فکر واندیشه دگرنیست ملاک سنجش 

جیب ها حدّنصاب است خدا می‌داند 

در چنین وضع اسفبار برای مردم 

آرزوها که سراب است خدا می‌داند 

گرکه حامی سخنی گفت زحدّش افزون 

قسمتش سرب مذاب است خدامی‌داند 

کاشکی پاک شود گرد و غبار افکار 

وضع امروز خراب است خدا می‌داند 

میر و مولا چو بیاید دل ما شاد شود 

دیدنش عین ثواب است خدا می‌داند

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٥/٢٥
١
٠
سلام.بیت پنجم مصرع اول یک کلمه جاافتاده:(تشنه‌ام قطرهٔ آبی زِچه رو نیست٬بگفت)درست است.سپاسگزارم.
S_RAZMEGAHE
S_RAZMEGAHE
٩٧/٠٥/٢٧
٠
٠
خیلی دیگه ناله کردین.!! جناب حسنی عزیز چیزی که این روزه به وفور پیدا میشه و دم دست هر کسی که فکرش رو بکنید هست، انتقاد، نقد و گله گذاری . اینقدر بذر بیامیدی رو نباید تو جامعه بپاشیم. مشکلات هست، گرفتاری هست، همه نوع بدبختی که شما فکرش رو بکنی هم هست که چه بخوایم و نخوایم ما رو پیدا میکنند. اون خوشی ونگاه امیدبخشی که لازمه و باید باشه که هست تو جامعه، این روزها نیست.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام.سپاس ازراهنمایی ولطفتون.دلتون شاد وجانتان سلامت باد.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٧/٠٥/٢٧
٠
٠
دلت شاد ولبت پرخنده باشد وجودت ازخوشی آکنده باشد
پربازدیدتریـــن ها